بیانیه کربلایی حمید علیمی خطاب به امیر حسین صادقی(بازیکن استقلال)


بسمه تعالی

روحیه جوانمردی و منش پهلوانی ، میراث دیرینه فرهنگ ورزشکاران آزاده و تاثیر


اقتدای قهرمانان مردمی این مملکت اسلامی به مولا علی علیه السلام است


دیروز ها پوریای ولی و زنده یاد تختی در دایره طلایی کشتی و اینروز ها چهره های محبوبی


چون امیر حسین صادقی در مستطیل سبز فوتبال یاد ذاکر امام حسین علیه السلام


را به رخ همگان می کشند.


امیر حسین صادقی عزیز :


حرکت سرشار از معرفت تو و درج تصئیر ذاکر با اخلاص آل الله .



سید جواد ذاکر (ره) بر پیراهن ورزشی ات دلگرمی و خوشحالی


متوسلین به مقام اهلبیت علیهم السلام را در پی داشت.


هیچ زبانی قادر به تشکر و قدردانی از اخلاص تو را نخواهد داشت.

باید که دست عنایت حضرت سید الشهدا علیه السلام و علمدار با وفایش پشتیبان تو و خانواده ات باشد.

یا علی (ع)

(حمیدرضا علیمی)

فضیلت امام علی (ع) در شب معراج

فضیلت امام علی (ع) در شب معراج

ابی سلیمان ـ چوپان پیامبر(ص) نقل می کند که از پیامبر خدا(ص) شنیدم که می فرمود:

«شبی که معراج رفتم، خداوند جلیل به من فرمود: پیامبر، به آنچه از پیش پروردگارش فرستاده شده است، ایمان آورده است.

گفتم: مؤمنان نیز ایمان آورده اند.

خدای جلیل فرمود: آری، درست گفتی. چه کسی را به خلافت بر امّت پس از خود برگزیده ای؟

گفتم: بهترین آنها.

فرمود: علی ابن ابی طالب.

گفتم: بلی پروردگار من.

بقیه مطلب درادامه مطلب...

ادامه نوشته

پاي هر روضه ي تو گريه نمودن زيباست

پاي هر روضه ي تو گريه نمودن زيباست

از گدايان سر كوي تو بودن زيباست

جز در خانه ي تو هيچ كجا بهتر نيست

نوكر هيچ كسي جز تو نبودن زيباست

داشت فطرس به تمامي ملائك ميگفت

در حوالي حرم بال گشودن زيباست

هر كه را طبع روانيست به اون ميگويم

از تو و كرب و بلا شعر سرودن زيباست

شاعر: محمد حسن بيات لو

فضیلت انتظار امام زمان (عج)

در اين باره همين بس، كه حضرت سيد الساجدين‏عليه السلام در دعاى عرفه بر منتظران درود فرستاده و براى آنان دعا كرده، بعد از دعا كردن براى مولايشان امام زمان ارواحنا له الفداء و اضافه بر آن روايات بسيارى بر اين مقصود دلالت دارد، از جمله؛

1- در كمال الدين از حضرت ابى عبد اللَّه امام صادق‏عليه السلام آمده كه فرمود: هر كس از شما بر اين امر در حال انتظار آن بميرد، همچون كسى است كه در خيمه قائم‏ ارواحنا له الفداء بوده باشد. [1]

2- از حضرت ابوالحسن الرضاعليه السلام آمده كه فرمود: چقدر خوب است صبر و انتظار فرج! آيا نشنيده‏اى فرموده خداى - عزّوجلّ - را كه: وَارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ؛ [2]

و چشم به راه باشيد كه من با شما چشم به راهم. فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ المُنْتَظِرِينَ؛ [3]

بقیه مطالب درادامه مطلب ...

 

ادامه نوشته

فضیلت قبر وتربت امام حسین علیه السلام

  قبر حسين عليه السلام همانند قبر رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله

قبر امام‏ حسين عليه السلام همانند قبر رسول صلى الله عليه و آله است زيرا امام‏ حسين عليه السلام پاره تن رسول خدا صلى الله عليه و آله است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود، «حسين منّى أنا من حسين؛ «1» حسين از من و من از حسينم».
امّ الفضل در عالم رؤيا ديد كه قطعه‏اى از پيكر مطهّر پيامبر صلى الله عليه و آله جدا شد و در دامانش قرار گرفت. هنگامى كه در مورد اين خواب از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال نمود، حضرت آن را به ولادت امام حسين عليه السلام و تربيتش در دامان ام الفضل تعبير نمود …. «2» پس امام حسين عليه السلام پاره تن پيامبر صلى الله عليه و آله است و اگر پيامبر صلى الله عليه و آله احترامى دارد كه به تبع آن، خاك قبرش نيز متبرّك است امام حسين عليه السلام نيز چنين است.

بقیه مطالب درادامه مطلب...

ادامه نوشته

فضائل و سیره فردی امام موسی بن جعفر علیه السلام

فضایل امام کاظم علیه السلام از نگاه شیخ مفید (ره)
شیخ مفید رضوان الله علیه فرموده: ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام عابدترین و فقیه‏ترینِ اهل زمانش بود، از همه سخی‏تر و از لحاظ کرامت نفس در عالیترین درجه قرار داشت ... نوافل شب را می‏خواند تا به وقت صبح می‏رسید، و بلافاصله نماز صبح را می‏خواند، آنگاه تا طلوع آفتاب به تعقیب و ذکر الله اشتغال داشت، بعد سر به سجده می‏گذاشت و مشغول دعا و حمد بود تا نزدیکی ظهر. (1)
بسیار اوقات این دعا رامی خواند: «اللهمّ اِنّی اسالک الرّاحةَ عند الموت والعفو عند الحساب» و آن را تکرار می‏فرمود و از جمله دعاهایش آن بود که: «عظُم الذّنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک»
از ترس خدا گریه می‏کرد تا جایی که اشک از محاسنش جاری می‏شد، از همه مردم بیشتر به خانواده‏اش و ارحامش می‏رسید، شب‌ها به فقراء اهل مدینه سر می‏زد و زنبیل‌های حاوی مال و پول نقره و آرد و خرما برای آن‌ها می‏برد، آن‌ها نمی‏دانستند آورنده اینها کیست ... موقع احسان دویست دینار تا سیصد دینار احسان می‏کرد، کیسه‏های احسان موسی‏بن جعفر علیه السلام، ضرب المثل بود ...
مردم از او بسیار روایت نقل کرده‏اند و او افقه اهل زمان و کتاب خدا را از همه بهتر حافظ بود، صوتش در قرائت قرآن از همه نیکوتر بود؛ چون قرآن می‏خواند محزون می‏شد، آن‌ها که قرائت او را می‏شنیدند گریه می‏کردند.
مردم مدینه او را «زین المتهجّدین» می‏نامیدند، "کاظم" لقب یافت زیرا که خشم خود را فرو خورد و بر ظلم ظالمان صبر کرد. (2)
یکی از اقدامات آن حضرت مبارزه منفی و عدم تسلیم در برابر طاغوت و متنفر کردن مردم از دستگاه ظلم و جور بود؛ دلیل این مدعا زندانی شدن آن حضرت و سالها در زندان ماندن و شهادت در زندان است و دیگر آن که آن حضرت صفوان جمال را وادار به فروش شترهایش کرد تا هارون الرشید حتی در رفتن به حج آن‌ها را کرایه نکند و امام به وی فرمود: هر که بقای هارون را دوست دارد ولو بهمدت دادن کرایه شتران، در قیامت با او محشور خواهد بود.

بقیه مطالب در ادامه مطلب...

 

ادامه نوشته

فضایل امام حسن مجتبی (ع)

تربيت و فضیلت امام حسن مجتبی (ع)

پيامبر (ص) علي و زهرا (ص) تربيت امام حسن مجتبي را بر عهده داشتند و با تربيت صالح و اسلامي خود وي را براي رهبري امت در آينده آماده مي کردند . در واقع خانه رسالت با آگاهي از منزلتي که حسن در آينده در جامعه اسلامي به خود اختصاص مي داد به تربيت وي اهتمام مي ورزيدند . آنان مقام و منزلت حسن را به شيوه هاي مختلف نيز به آگاهي مومنان مي رساندند . مثلا پيامبر اکرم او را بر سينه اش بالا مي برد و آنگاه بلندش مي کرد تا بايستد و يا دستانش را مي گرفت و آرام به سوي چهره مبارکش مي کشيد و مي خواند: «حزقه حزقه ترق عين بقه» -( حزقه: مرد کوتاه قامتي است که به هنگام رفتن گامهاي کوتاه بردارد.)
سپس با حسن (ع) با ملاطفت رفتار مي کرد و با او شوخي و بازي مي کرد . آنگاه دست به دعا بر مي داشت و مي فرمود : خدايا! من حسن را دوست دارم پس تو نيز دوستدار او را دوست بدار .
در واقع پيامبر اسلام مي خواست بدين ترتيب سيره خويش را در برخورد با امام حسن به عنوان اسوه مومنان به ياران خود تفهيم کند . از اين رو حسن را گرامي مي داشت و او را ارج و احترام مي نهاد .
يک بار پيامبر براي نماز به امامت ايستاده بود . چون به سجده رفت مسلمانان نيز به سجده رفتند و ذکر «سبحان ربي الا علي و بحمده»‌را چند بار تکرار کردندون منتظر بودند تا پيامبر اکرم سر از سجده بر دارد اما پيامبر (ص) سجده اش را طول داد . نمازگزاران از اين امر تعجب کردند . مگر چه اتفاقي افتاده است؟ اکثر آنان صداي پيامبر را که در مسجد شکوه و ابهت خاصي ايجاد کرده بود نمي شنيدند . هر آينه گمانهاي ديگري به خود راه مي دادند . آنان منتظر ماندند تا اينکه پيامبر سر از سجده برداشت . نماز پايان يافت در حالي که مسلمانان مشتاق بودند علت طولاني شدن سجده پيامبر خدا را از آن حضرت سوال کنند . چون در اين باره از پيامبر پرسش کردند آن حضرت در پاسخ فرمود : حسن بر گردنم سوار شده بود و من دلم نيامد که او را به اجبار پايين آوردم بنابراين صبر کردم تا او خود از گردنم پايين رود .
يک بار ديگر پيامبر بر فراز منبر بود و براي مردم سخنراني مي کرد و آنان را اندرز مي گفت که حسن و حسين از گوشه مسجد آمدند در حالي که نزديک بود بلغزند و زمين بخورند ناگهان پيامبر (ص) از منبر فرود آمد و به سوي آن دو شتافت و آنان را گرفت و با خود بر فراز منبر برد . يکي از آنان را بر پاي راست و ديگري را بر پاي چپ خود نشانيد و پيوسته مي گفت :
«خدا و پيامبرش راست گفته اند که اموال و اولاد شما فتنه هستند . من به اين دو طفل نگريستم که راه مي رفتند و مي لغزيدند نتوانستم درنگ کنم تا آنکه سخنم را نيمه تمام رها کردم و آنها را بر فراز منبر آوردم».

بقیه مطالب درادامه مطلب...

ادامه نوشته

حضرت زينب كبرى سلام الله عليها الگوى صبر

حضرت زينب كبرى سلام الله عليها الگوى صبر

 

بوى كربلا مى وزد، رايحه ايثار و فداكارى و شميم دلنواز صبر و شكيبايى استشمام مى گردد، حديث مقاومت و پايمردى شنيده مى شود، حمايت از امام و قافله سالارى عشق را ترسيم مى كند، گوشه خرابه مى نشيند، دست يتيمى را مى گيرد، كودكى را نوازش مى كند وسهم غذاى خويش را در دهان گرسنه اى مى گذارد.
فرزند خود را قربانى مى كند، گاهى اشك مى ريزد و زمانى فرياد بر مى آرد و خيمه آتش گرفته اى را خاموش مى كند.
خطبه مى خواند، قرآن تلاوت مى كند، دردمندى را تسلى مى بخشد، به دنبال گمشده اى مى گردد، بر بالين بيمارى مى نشيند، پرستارى مى كند، به اسيرى مى رود با پاى برهنه، بر خاك هاى گرم و پر تيغ مى رود، ظالمى را از مظلومى دفع مى كند، سپر بلاى ديگرى مى شود، ساعت ها در زير آفتاب گرم در راه اسارت، سايبان طفل خردسالى مى گردد و نداى «عمه عمه» ى اطفال را لبيك مى گويد.

بقیه مطالب درادامه مطب...

حضرت زینب سلام الله علیها

 
ادامه نوشته

احادیثی در فضیلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله لِعَلِيٍّ هَلْ تَدْرِي لِمَ سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ قَالَ عَلِيٌّ لِمَ سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ لِأَنَّهَا فُطِمَتْ هِيَ وَ شِيعَتُهَا مِنَ النار؛


رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

ای علی آیا می دانی دخترم فاطمه را چرا فاطمه نامیدم؟ فرمودند:برای چه؟رسول خدا فرمودند: بخاطر اینکه او و شیعیان او از آتش نگاه داشته شده‏اند.


بحار الأنوار، ج43، باب 2 ، ص 10

بقیه احادیث ها درادامه مطلب....

ادامه نوشته

دلتنگ سلطانم

دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم...

آمده ام ای شاه پنهام بده...

دعا گوی همه حسینی ها وامام رضایها هستم

دلم هواتو کرده بگو چه چاره کنم

تقدیم به آنها که روحشان پرپر میزند برای مشهدالرضا علیه السلام

دلم یه ذره شده تا بیام میون حرمت
اگر چه دورم از حرم به من رسیده کرمت

تو مهربونترینی و رأفت تو جهانیه
هر کسی عاشق تو شد شیعه آسمانیه

تو که راه رسیدن ما به خدایی آقا جون
شکر خدا که ما شدیم امام رضایی آقا جون

کبوتر حرم منم دلداده ی مشهدِتم
دلم به مهر تو طلاست که خشتی از گنبدتم

یک نگاهی کن به دلم ببین چقدر دوست دارم
به پای مهربونی ِ تو زندگیمو می گذارم

امام رضا ولم نکن که بی تو بیچاره می شم
بی تو پناهی ندارم مونده و آواره می شم

هزار و یک اسم خدا نهان به اسم تو رضاست
سلسلة الذهب می گه دلم با حُبّ تو طلاست

باب الحوائج زاده ای از تو می شیم حاجت روا
تا زنده ایم فقط می گیم قربون تو امام رضا

شاعر:جواد حیدری

ثواب و فضائل زائر کربلا

ثواب زائر قبر امام حسين عليه السلام:
روايت شده است كه حضرت خاتم الانبياء (ص ) در خانه عايشه بود، حسين عليه السلام آمد، عايشه خواست مانع شود، رسول خدا(ص ) جريان آتيه حسين عليه السلام و مقامات او و زائرش را ذكر مى فرمايد: كه حسين عليه السلام در زمين كربلا كشته و مدفون مى گردد، هركس او را زيارت كند ثواب يك حجّ و يك عمره من به او داده مى شود، عايشه تعجّب كرد و گفت : ثواب حجّ و عمره شما!
فرمود: بلى ثواب دو حجّ و دو عمره من .
باز عايشه تعجّب كرد! و رسول خدا(ص ) فرمود ثواب سه حجّ و سه عمره من .
همينطور زياد فرمود، كه در روايت چنين است ثواب نود حجّ و نود عمره رسول خدا (ص ) براى زائر قبر حسين عليه السلام است .
البته از اين حجّ و عمره تا نود با اعتبار حال و معرفت و محبّت زائر قبر حسين عليه السلام است ، با چه علاقه اى رو به قبر حسين عليه السلام رفته است .
و نيز فرمودند چنين ثوابهاى عظيمى كه براى زيارت كننده قبر حسين عليه السلام است موجب دلشادى من گرديد. (1)

بقیه اش درادامه مطلب....

ادامه نوشته

فضائل امیرالومنین علیه السلام

گفت و گوي علي (ع ) با افعي

على (ع ) بر منبر جامع كوفه بودند، ناگاه مردى براى وضو گرفتن از جا بلند شد. آن شخص از مسجد بيرون رفت به سوى رحبه تا وضو بگيرد، ناگاه مار بزرگى مانع او شد. پس از مقابل آن مار فرار كرد و به خدمت على (ع ) آمد و قضيه را به آن حضرت نقل كرد.

على (ع ) بلند شد و تشريف آورد نزديك آن سوراخى كه افعى در آن بود شمشير مبارك را بر در سوراخ گذاشت و فرمود: افعى از اين جا خارج شو. طولى نكشيد كه آن مار بيرون آمد و با آن حضرت صحبت كرد، على (ع ) به آن مار عتاب كرد چرا مانع اين مرد از وضو گرفتن شدى ؟ جواب داد: اين مرد شما را چهارمين خليفه مى داند يعنى شيعه شما نيست .

 آن گاه اميرالمؤ منين (ع ) به آن مرد فرمود: تو مرا خليفه چهارم مى دانستى ؟ پس آن مرد بر سر خود زد و اسلام خود را كامل نمود .

منبع:    مناقب اهل بيت ، ص 156.    

 

   

فضائل امیرالومنین علیه السلام

گذرامیرالمومنین علي (ع ) از كربلا

امام سجاد مى فرمايد: على (ع ) از كربلا عبور مى كرد، در حالى كه چشمانش ‍پر از اشك شده بود، فرمود: اين جا محل زانو زدن شتران آن ها است . و اين جا محل انداختن بارهاى آن ها است . و در اين جا خون آن ها ريخته مى شود، خوشا به حال خاكى كه در آن خون دوستان ، ريخته مى شود!

 امام باقر(ع ) مى فرمايد: على (ع ) با مردم مى رفت تا به يك يا دو ميلى كربلا رسيدند، حضرت جلوتر از مردم رفت و جايى را طواف كرد كه به آن ((مقذفان )) مى گفتند. فرمود: ((در اينجا دويست پيامبر و دويست سبط پيامبر كشته شده است و همه آنها شهيد بودند. و اين جا مركب ها را مى خوابانند و اينجا شهدا به خاك مى افتند كه هيچ كس قبل از آنها مثل ايشان نبوده و در آينده نيز هيچ كس نمى تواند مانند آن ها باشد.)).

منبع: بحار: 41/295، حديث 18.

فضائل امیرالومنین علیه السلام

گريه علي امیر المومنین(ع) در نينوا

ابن عباس گويد: در سفر صفين خدمت اميرالمؤ منين على (ع ) بودم چون به نينوا در كنار فرات رسيد به آواز فرياد زد: اى پسر اين جا را مى شناسى ؟

 گفتم : يا اميرالمؤ منين نه .

 فرمود: اگر مانند من اين جا را مى شناختى از آن نمى گذشتى تا چون من گريه كنى و چندان گريست كه ريشش خيس شد و اشك بر سينه اش روان شد و با هم گريه كرديم و مى فرمود: واى واى مرا چه كار با آل ابوسفيان ، چه كار با آل حرب شيطان و اولياى كفر صبر كن اى ابا عبدالله كه پدرت مى بيند آنچه را تو مى بينى از آنها. سپس آبى خواست و وضوى نماز گرفت و تا خدا خواست نماز كرد. سپس سخن خود را باز گفت و بعد از نماز و گفتارش ‍چرتى زد و بيدار شد و گفت : يابن عباس . گفتم : من حاضرم .

 فرمود: خوابى كه اكنون ديدم برايت مى گويم . گفتم : خواب ديدى خير است انشاءالله .

 گفت : در خواب ديدم گويا مردانى فرود آمدند از آسمان با پرچم هاى سفيد و شمشيرهاى درخشان به كمر و گرد اين زمين خطى كشيدند و ديدم گويا اين نخل ها شاخه هاى خود را با خون تازه به زمين زدند و ديدم گويا حسين فرزندم و جگر گوشه ام در آن غرق است و فرياد مى زند و كسى به داداش ‍نمى رسد و آن مردان آسمانى مى گويند صبر كنيد اى آل رسول شما به دست بدترين مردم كشته مى شويد و اين بهشت است اى حسين كه مشتاق تو است و سپس مرا تسليت گويند و گويند اى ابوالحسن مژده گير كه چشمت در روز قيامت روشن گردد و سپس به اين وضع بيدار شدم و بدان كه جانم به دست اوست ؛ صادق مصدق ابوالقاسم احمد برايم بازگفت كه من آن را در خروج براى شورشيان بر ما خواهم ديد، اين زمين كرب و بلا است كه حسين با هفده مرد از فرزندان من و فاطمه در آن به خاك مى روند و آن در آسمان ها معروف است و به نام زمين كرب و بلا شناخته شده است چنان چه زمين حرمين (مكه و مدينه ) و زمين بيت المقدس ياد شوند پس از آن فرمود: يابن عباس برايم در اطراف آن پشك آهو جستجو كن كه به خدا دروغ نگويم و دروغ نشنوم آن ها زرد رنگند و چون زعفرانند.

 ابن عباس گويد: آن را جستم و گرد هم يافتم و فرياد كردم : يا اميرالمؤ منين آن ها را يافتم به همان وضعى كه على فرموده بود.

فرمود: خدا و رسولش راست گفتند و برخاست و به سوى آنها دويد و آنها را برداشت و بوييد و فرمود: همان خود آنها است . ابن عباس مى دانى اين پشك ها چيست ؟ اينها را عيسى بن مريم (ع ) بوييده و اين براى آن است كه به آنها گذر كرده با حواريون و ديده آهوها اين جا گردهم مى گريند عيسى با حواريون خود نشستند و گريستند و ندانستند براى چه گريه مى كنند و چرا نشستند. حواريون گفتند: اى روح خدا و كلمه او، چرا گريه مى كنيد؟

 فرمود: شما مى دانيد اين چه زمينى است ؟ گفتند: نه ، گفت : اين زمينى است كه در آن جگر گوشه رسول احمد و جگر گوشه حره طاهره بتول همانند مادرم را مى كشند، و در آن به خاكى سپرده شود كه خوشبوتر از مشك است چون خاك سليل شهيد است و خساك پيغمبران و پيغمبر زادگان چنين است ، اين آهوان با من سخن گويند و مى گويند در اين زمين مى چرخد به اشتياق تربت نژاد با بركت و معتقدند كه در اين زمين در امانند. سپس دست به آنها زد و آنها را بوييد و فرمود: اين پشك همان آهوان است كه چنين خوشبو است به خاك گياهش . خدايا آنها را نگهدار تا پدرش ببويد و تسلى جويد فرمود تا امروز مانده اند به طول زمان زرد شدند اين زمين كرب و بلا است و فرياد كشيد: اى پروردگار عيسى بن مريم بركت به كشندگان حسين مده و به يارى كنندگان آنان و خاذلان او. و با آن حضرت گريستم تا به رود درافتاد و مدتى از هوش رفت و به هوش ‍آمد و آن پشك ها را در رداى خود بست و به من گفت : تو هم در ردايت بينداز و فرمود: يابن عباس هرگاه ديدى خون تازه از آنها روان شد بدان كه ابوعبدالله در آن زمين كشته شده و دفن شده .

 ابن عباس گويد: من آنها را بيشتر از يك فريضه محافظت مى كردم و از گوشه آستينم نمى گشودم تا در اين ميان كه در خانه خوابيده بودم به ناگاه بيدار شدم ديدم خون تازه از آن ها روان است و آستينم پر از خون تازه است من گريان نشستم و گفتم : به خدا حسين كشته شد على در هيچ حديث و خبرى كه به من داده دروغ نگفته و همان طور بوده چون رسول خدا به او خبرها داده كه به ديگران نداده من در هراس شدم و سپيده دم بيرون آمدم و ديدم كه شهر مدينه يكپارچه مه است و چشم جايى را نبيند و آفتاب برآمد و گويا پرده اى نداشت و گويا ديوارهاى مدينه خون تازه بود من گريان نشستم و گفتم : به خدا حسين كشته شد و از گوشه خانه آوازى شنيدم كه مى گويد صبر كنيد خاندان رسول كشته شد فرخ نحول روح الامين فرود شد با گريه و زارى .

سپس به فرياد بلند گريست و من هم گريستيم در آن ساعت كه دهم ماه محرم بود بر من ثابت شد كه حسين را كشتند و چون خبر او به ما رسيد چنين بود و من حديث را به آنها كه با آن حضرت بودند گفتم و گفتند: ما در جبهه آن چه شنيدى شنيديم و ندانستيم چه خبر است و گمان كرديم كه او خضر است .

منبع: امالى شيخ صدوق ، ص 600 - 579.

کشتن این ملعون توسط کدام بچه شیعه ی با غیرت در دنیا انجام می شود ؟

پرده بردای از گنبد امام هادی علیه السلام و امام حسن عسگری علیه السلام در سامرا

 

اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یا وَلِیَّیِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یا حُجَّتَیِ اللَّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یا نُورَیِ اللَّهِ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُما یا مَنْ بَدا للَّهِ فی شَأْنِکُما، اَتَیْتُکُما زائِراً عارِفاً بِحَقِّکُما، مُعادِیاً لِأَعْدآئِکُما، مُوالِیاً لِأَوْلِیآئِکُما، مُؤْمِناً بِما آمَنْتُما بِهِ، کافِراً بِما کَفَرْتُما بِهِ، مُحَقِّقاً لِما حَقَّقْتُما، مُبْطِلاً لِمَا اَبْطَلْتُما، اَسْئَلُ اللَّهَ رَبّی وَرَبَّکُما اَنْ یَجْعَلَ حَظّی مِنْ زِیارَتِکُمَا الصَّلوةَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَاَنْ یَرْزُقَنی مُرافَقَتَکُما فِی الْجِنانِ مَعَ آبائِکُمَا الصَّالِحینَ، وَاَسْئَلُهُ اَنْ یُعْتِقَ رَقَبَتی مِنَ النَّارِ، وَیَرْزُقَنی شَفاعَتَکُما وَمُصاحَبَتَکُما، وَیُعَرِّفَ بَیْنی وَبَیْنَکُما، وَلا یَسْلُبَنی حُبَّکُما وَحُبَّ آبائِکُمَا الصَّالِحینَ، وَاَنْ لا یَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَتِکُما، وَیَحْشُرَنی مَعَکُما فِی الْجَنَّةِ بِرَحْمَتِهِ، اَللّهُمَ ارْزُقْنی حُبَّهُما، وَتَوَفَّنی عَلی مِلَّتِهِما، اَللَّهُمَّ الْعَنْ ظالِمی آلِ مُحَمَّدٍ حَقَّهُمْ، وَانْتَقِمْ مِنْهُمْ، اَللّهُمَّ الْعَنِ الْأَوَّلینَ مِنْهُمْ وَالْأخِرینَ، وَضاعِفْ عَلَیْهِمُ الْعَذابَ، وَابْلُغْ بِهِمْ وَبِاَشْیاعِهِمْ وَمُحِبّیهِمْ وَمُتَّبِعیهِمْ اَسْفَلَ دَرَکٍ مِنَ الْجَحیمِ، اِنَّکَ عَلی کُلِّشَی ءٍ قَدیرٌ، اَللّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَ وَلِیِّکَ وَابْنِ وَلِیِّکَ، وَاجْعَلْ فَرَجَنا مَعَ فَرَجِهِمْ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ.

دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد

 

در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد

 

چشمم به ضریح شه والا گوهر افتاد

 

این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد

 

با آل علی هر که در افتاد ور افتاد

 

کشتن این ملعون (شاهین نجفی) توسط کدام بچه شیعه ی با غیرت در دنیا انجام می شود ؟

دلتنگ کربلا

یاحسین جان دل من تنگ است برایت ..... شده دل هوایی صحن و سرایت

یاحسین جان میکنم هرشب صدایت.....میکنم گریه و زاری از برایت

یا حسین جان میکنم من ناله ای بهر فراقت.....که شده این دل من تنگ محرم الحرامت

شبایی که به عشقت میرفتم من در عزایت ..... شبایی که از ته دل میکردم من صدایت

یاد آن اول شبی که آمدم من به زیارت.....یاد آن اول شبی که دیدم گندطلایت

آن ضریح شش گوشه نگذاشت هیچ طاقت....بغض من ترکیدوکردم ناله ای نه بی صداقت

زان غم دوریت نکردم هیچ عادت.....آرزویم دیدن دوباره ی کرببلایت

دعوتم کن که بیایم به زیارت..... که شدم بی تاب صحن و سرایت

حرف من در یک کلام این است حسین جان

که شدم عاشق کمک کن تا بیایم کربلایت

فضیلت حضرت فاطمه(س)

امام صادق فرمودند:همانا خداوند تبارک وتعالی(آنگاه که فاطمه را به زوجیت علی(ع) در آورد) یک چهارم دنیا را مهریه ی ایشان قرار داد.پس یک چهارم دنیا مال حضرت فاطمه(ع) میباشد.وهمچنین خداوند بهشت وجهنم را به عنوان مهریه ی ایشان مقرر فرمود وآن حضرت (که بهشت ودوزخ از آن ایشان است،شخصا)دشمنان خود راداخل جهنم نموده ودوستانش را وارد بهشت خواهد کرد.وهمانا فاطمه(ع) بزرگترین صدیقان بوده وپایه واساس هستی بر پایه ی معرفت آن حضرت بنا نهاده شده است.

 

رسول خدا(ص) فرمودند:اگرخداوند متعال فاطمه(ع) رابرای حضرت علی(ع) خلق نکرده بود،هیچ کفو ومانندی برای علی در روی زمین یافت نمیشد چه از آدم وچه از غیر آدم.وچه زیبا سروده شاعر:

عالم صدف است وفاطمه گوهر اوست

گیتی عرض است واین گهر جوهر اوست

درفخر وشرافتش همین بس که زخلق

احمد پدر است ومرتضی شوهر اوست.

 

رسول خدا (ص)خطاب به فاطمه(ع) فرمودند:ای فاطمه مژده باد که تورا که در نزد خداوند شان ومنزلت پسندیده ای از آن توست، وبرای دوستالن ومحبین وشیعه خودت شفاعت کرده وشفاعتت در حق آنان پذیرفته خواهد شد.ای فاطمه اگر تمام پیغمبران وفرشتگان مقرب خداوند از کسانی که با تو دشمنی کنند وحق تو را غضب کنند شفاعت نمایند(شفاعتشان پذیرفته نخواهد شدو)خداوند متعال آنان را ازآتش وعذاب جهنم نجات نخواهد داد. وچه زیبا سروده شاعر:

زهرا که عنایتش بدنیا برسد

باشد که به فریاد دل ما برسد

یارب سببی ساز که در روز جزا پرونده ما بدست زهرا برسد

 

منبع:صحیفه ی فاطمیه/حمید احمدی جلفائی

شعر عیدالزهرا

عیدالزهرا وتاج گذاری آقا بقیةالله(عج) را به شیعیان مرتضی علی علیه السلام تبریک میگوییم

 

درهمه جا هرزمان لعن عمر گفته ام

با نفس گلفشان لعن عمر  گفته ام

خاک نشینم ولی از     مدد آسمان

باهمه ی عرشیان لعن عمر گفته ام


لعنت به عمر به هر زبان باید گفت

لعنش به عیان و به نهان بایدگفت

عید  علی و  فاطمه     را در امروز

تبریک به صاحب الزمان باید گفت


کار عمر     امروز    ابولولو      ساخت

زین کار  سرفخر       به گردون افراخت

گر سال کنی به نام      فیروز  رواست

زیرا که حقوق دوستی خوش پرداخت


عشق زهرا زسینه ی من کم شدنی نیست

مهرش به زر و      مال فراهم شدنی نیست

خود را بکشی در  ره           اثبات     ولایت

خصم علی و       فاطمه آدم شدنی نیست

به نیت تعجیل در امر فرج آقا بقیة الله(عج)

۱۱۰مرتبه لعن بگویید

ایام شهادت حضرت محسن(ع)وحضرت سکینه(ع)وامام حسن عسکری(ع)تسلیت باد

 فرار رسیدن اربعیین اقااباعبدالله الحسین(ع)به شیعیان تسلیت باد

            فرار رسیدن اربعیین اقااباعبدالله الحسین(ع)به شیعیان    تسلیت باد

اربعین، سرّی از اسرار خدای تعالی است که هیچ یک از علمای ربّانی به این سرّ‌ ربّانی نرسیده اند، خداوند عزیز قدیر در قرآن کریم فرموده است: (وَ واعَدْنا مُوسی اَربَعینَ لَیْلةً)[۱]

و در مورد قوم موسی (ع) فرموده اند: (قالَ فَإنّها مُحَرّمَةٌ عَلَیهِم أربَعینَ سَنَةً یَتیهُونَ فِی الأرضِ فَلا تَأسَ عَلى الْقَومِ الفاسِقین).[۲]

و نیز: (حتّى إذا بلغَ أشُدَّهُ وَ بَلغَ أربعینَ سَنةً قالَ رَبِّ أوزِعنی أن أشکُرَ نِعمَتَکَ).[۳]

و در احادیث شریف ائمه(علیهما السلام) بارها عدد چهل وارد شده است، امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: هر یک از شیعیان ما چهل حدیث را حفظ کند، خداوند در روز قیامت او را فقیه و عالم بر می انگیزد و او را عذاب نمی کند).[۴]

 

و نیز فرمودند: آنگاه که مؤمنی بمیرد و چهل مؤمن بر جنازه اش حاضر شوند و بگویند خدایا! ما از او چیزی جز خیر ندیدیم و تو بر او از ما داناتری، خداوند تبارک و تعالی می فرمایند: شهادت شما را قبول کردم و از او آمرزیدم،‌ آنچه را که شما نمی دانید).

و در حدیث دیگری فرمودند: هر کس چهل مؤمن را دعا کند و سپس برای خود دعا کند، دعایش را مستجاب می کنم.

ابوذر غفاری و ابن عبّاس (رحمة ا… علیه) از نبی اکرم (صلّی ا… علیه و آله وسلم) روایت می کنند که فرمودند: همانا زمین چهل صبح بر «مؤمنی» که وفات یافته است می گرید.

یادبود اربعین تنها منحصر به مسلمانان نیست، بلکه غیر مسلمانان نیز تا چهل روز بعد از وفات نزدیکان خود، به عزای آنها توجّه می کنند، و در روز چهلم نزدیکان و دوستان و خانوده اش بر سر قبرش حاضر می شوند و مراسم عزا برگزار می کنند، مسیحیان نیز به همین طریقه مراسم عزای چهلم وفات شخص خود را با اجتماع در کلیسا برگزار می کنند و این اعمال را در نیم سال وفات شخص و یکسال تمام نیز انجام می دهند.

همچنین یهودیان؛ عزای شخص وفات یافته را پس از سی روز و نه ماه و یکسال کامل برگزار می کنند.[۵]

همه این اعمال به عنوان یادبود و ستودن خوبیها و اعمال نیک شخص وفات یافته است.

با این تفاصیل، حال چگونه می توان نسبت به یادبود اربعین یکی از عزیزترین بندگان خدا – ثار ا… – امام حسین (علیه السلام) و شهدای کربلا بی تفاوت بود؟

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: همانا آسمان چهل صبح بر حسین (علیه السلام) گریست و به رنگ سرخ طلوع و غروب می کرد.[۶]

امام جعفر صادق (علیه السلام) نیز می فرمایند: همانا آسمان چهل صبح خون گریست، و زمین چهل صبح گریست، و خورشید چهل صبح با کسوف و به رنگ سرخ گریست… و فرشتگان نیز چهل صبح بر او (امام حسین) گریستند.[۷]

از آنجا که مصائب امام حسین (علیه السلام) از حدّ تصور انسان بیرون است، به هیچ وجه نمی توان حق این مصیبت را ادا کرد و به همین خاطر است که این سنّت شریف (عزاداری) نباید متوقف شود و پایبندی به زیارت امام حسین (علیه السلام) نیز از جانب خاندان پاک وی زمینه ای را فراهم نموده،‌ تا فاجعه عاشورا و درسهای عظیم آن به باد فراموشی سپرده نشود.

علاّمه مجلسی در مناقب به نقل از شریف مرتضی می گوید: سر امام حسین (علیه السلام) در اربعین، از شام به کربلا برگردانده شد و به بدنش ملحق گردید. [۸]

در روایتی از امام حسن عسکری (علیه السلام) است که: از علامات مؤمن، خواندن زیارت اربعین است.[۹]

و در روایتی، صفوان بن مهران می گوید: مولایم امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: زیارت اربعین را به هنگام بالا آمدن روز بخوان.[۱۰]

این علامت مؤمنی است که تسلیم اوامر خدای تعالی در پیروی از اولیایش می باشد، و در دوستی و مودّت با آنها پایبند است، خدایی که به پیامبرش فرمود: (قل لا أسئلکم من أجر إلاّ المودّة فی القربی)[۱۱] و امام حسین (علیه السلام) از نزدیکترین کسان رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلم) و از مصادیق آیه مودّت است. اربعین، زنده نگه داشتن یاد او و همدردی با او، همراه با پیروی و اظهار عطوفت روحی و قلبی بر ماجرای کربلای اوست.

در اینجا، ماجرای آمدن جابر به کربلا را ذکر می کنیم که مشتمل بر درسهای فراوانی است، شیخ جلیل القدر ، عماد الدین ابوالقاسم طبری آملی (از بزرگان علم حدیث) در کتاب خود «بشارة المصطفی لشیعة المرتضی» از عطیّة بن جناده العوفی (از راویان امامیه) نقل می کند که: همراه با جابر بن عبد الله انصاری (رحمة الله علیه) به زیارت قبر حسین (علیه السلام) رفتیم، وقتی به کربلا وارد شدیم، جابر به سمت ساحل فرات نزدیک شد و در آن غسل کرد و سپس شالی بر کمر بست و سُعد (گیاهی سیاه و خوشبو) بر بدنش پاشید و سپس الله – الله گویان به قبر امام نزدیک شد و به من گفت: دست مرا بر قبر بگذار… سپس خود بر روی قبر افتاد و آنقدر گریست که از هوش رفت. اندکی آب بر او پاشیدم تا به هوش آمد و باز می گفت: یا حسین، حبیبی… جواب حبیب خود را نمی دهید؟ و خود (جابر) اینگونه جواب خود را داد که چگونه جواب من را بدهی، در حالی که رگهای گلویت بریده شده و سرت از جسمت جدا شده است… الی آخر. آنگاه به اطراف قبر نگاهی کرد و گفت: السلام علیکم ایتها الارواح التی حلّت بفنائک… ما در آنچه بر شما وارد آمده، با شما مشارکت داریم.

 عطیه می گوید: به جابر گفتم: چگونه ما با آنها مشارکت داریم، در حالی که همراه با آنان به هیچ صحرایی وارد نشدیم و از کوهی بالا نرفتیم و شمشیری نزدیم، درحالی که؛ آن قوم، سرها را از بدنهایشان جدا کردند و کودکانشان را یتیم کردند و زنانشان را بیوه کردند.

جابر جواب داد: از حبیبم رسول الله (صلّی الله علیه و آله) شنیدم که فرمودند: مَن أحَبَّ عَمَلَ قَومٍ ‌أشرَکَ فی عَمَلِهِم).

هر کس عمل قومی را دوست داشته باشد، با آنها در عملشان مشارکت دارد.

قسم به آنکه محمد (صلّی الله علیه و آله) را به حق، به عنوان نبی خود فرستاد،‌ همانا نیّت من و اصحابم همان است که حسین (علیه السلام) و اصحابش بر آن بودند.[۱۲]

جابر در بین راه به من گفت: ای عطیه! می خواهی وصیّتی به تو کنم، چرا که گمان نمی کنم بعد از این سفر تو را ببینم… «دوست بدار هر چه را که آل محمد دوست می دارند، و دشمن بدار هر آنچه که آل محمد دشمن می دارند، و همراه با محبّ آل محمد (صلّی الله علیه و آله) باش، چرا که اگر به سبب کثرت گناهان، یک قدمت بلغزد، به سبب محبّت تو به اهل بیت، قدم دیگرت، تو را ثابت نگه می دارد،‌ محبّ ایشان به بهشت باز می گردد و دشمن ایشان به جهنّم [۱۳].

زیارت اربعین معانی بسیاری دارد و پیام روشنی برای طاغوتیان عالم است، فریادی است که بر سر ظالمان بلند می شود و زائران را به سوی زیارت کربلا، برای تجدید بیعت با امامشان بر می انگیزد،‌ ندایی برای منکران است و بیانگر این مطلب است که ما تمسّک به باب حسین(علیه السلام) را تا ظهور امام حجّت (عجّل الله فرجه) از دست نمی دهیم، این زائران، مال و جان خود را در راه یاری کربلای حسین(علیه السلام)  فدا می کنند و ما و فرزندانمان همچنان بر این حال پایدار می مانیم و هیچ نوع اسباب ترور و انفجار هرگز نمی تواند ما را از آن راه پر افتخار باز دارد، ‌بلکه بر عشق زیارت کربلا و شهادت فی سبیل الله و در راه امام حسین(علیه السلام) می افزاید.

زیارت، یکی از انواع وسایل ارتباط بین مسلمانان است که دشمنان شیعه در روزگاران مختلف با آن مبارزه کرده اند… امام حسین (علیه السلام) به خاطر والاترین مقاصد و اهداف جهاد کرد و قیامی نمود که مثلش هرگز یافت نمی شود،‌ او خانواده و یارانش را در راه احیای دین، و رسوایی منافقین فدا کرد و مرگ با عزّت را بر حیات با ذلّت ترجیح داد.

پس، حق است که هر سال و بلکه هر روز یاد او در جانها زنده گردد و چشمها به جای اشک خون بگریند، که خود فرمود: (أنَا قَتیلُ العَبَرات، ما ذُکِرتُ عِندَ مُؤمنٍ إلاّ وَ دَمَعَتْ عَیناهُ)

من کشته اشکهایم، هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند، مگر آنکه چشمانش اشک می ریزد.

امام زین العابدین (علیه السلام) سی سال بر مصیبت پدر گریست…

امام صادق (علیه السلام) پیوسته مصیبت جدّش را یاد می کرد و می گریست و در رثای او شعر می سرود…

 امام کاظم (علیه السلام) وقتی ماه محرّم می شد، خنده در چهره اش دیده نمی شد و غم و اندوه بر او غلبه داشت…

امام رضا (علیه السلام) فرمودند: همانا مصیبت حسین (علیه السلام) چشمانمان را مجروح ساخته و اشکها را سرازیر نموده و کرب و بلا را تا به قیامت برای ما به میراث نهاده است…


اَلسَّلامُ عَلى وَلِیِّ اللهِ وَحَبیبِهِ، اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللهِ وَنَجیبِهِ، اَلسَّلامُ عَلى صَفِیِّ اللهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ، اَلسَّلامُ عَلى الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهیدِاَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِ، اَللّـهُمَّ اِنّی اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ الْفائِزُ بِکَرامَتِکَ، اَکْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَحَبَوْتَهُ بِالسَّعادَةِ، وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ الْوِلادَةِ، وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السادَةِ، وَقائِداً مِنَ الْقادَةِ، وَذائِداً مِنْ الْذادَةِ، وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاَْنْبِیاءِ، وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِکَ مِنَ الاَْوْصِیاءِ، فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعاءِ وَمَنَحَ النُّصْحَ، وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ، وَقَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا، وَباعَ حَظَّهُ بِالاَْرْذَلِ الاَْدْنى، وَشَرى آخِرَتَهُ بِالَّثمَنِ الاَْوْکَسِ، وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدّى فِی هَواهُ، وَاَسْخَطَکَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّکَ، وَاَطاعَ مِنْ عِبادِکَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَحَمَلَةَ الاَْوْزارِ الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ، فَجاهَدَهُمْ فیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِکَ فِی طاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ، اَللّـهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَعَذِّبْهُمْ عَذاباً اَلیماً، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ سَیِّدِ الاَْوْصِیاءِ، اَشْهَدُ اَنَّکَ اَمینُ اللهِ وَابْنُ اَمینِهِ، عِشْتَ سَعیداً وَمَضَیْتَ حَمیداً وَمُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً، وَاَشْهَدُ اَنَّ اللهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَکَ، وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ، وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ، وَاَشْهَدُ اَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللهِ وَجاهَدْتَ فِی سَبیلِهِ حَتّى اَتیاکَ الْیَقینُ، فَلَعَنَ اللهُ مَنْ قَتَلَکَ، وَلَعَنَ اللهُ مَنْ ظَلَمَکَ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً سَمِعَتْ

بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ، اَللّـهُمَّ اِنّی اُشْهِدُکَ اَنّی وَلِیٌّ لِمَنْ والاهُ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبی اَنْتَ وَاُمّی یَا بْنَ رَسُولِ اللهِ، اَشْهَدُ اَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فىِ الاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ، لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِیابِها، وَاَشْهَدُ اَنَّکَ مِنْ دَعائِمِ الدّینِ وَاَرْکانِ الْمُسْلِمینَ وَمَعْقِلِ الْمُؤْمِنینَ، وَاَشْهَدُ اَنَّکَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ الْهادِی الْمَهْدِیُّ، وَاَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوى وَاَعْلامُ الْهُدى وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى، وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا، وَاَشْهَدُ اَنّی بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَبِاِیابِکُمْ، مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینی وَخَواتیمِ عَمَلی، وَقَلْبی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَاَمْری لاَِمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَنُصْرَتی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَأذَنَ اللهُ لَکُمْ، فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لا مَعَ عَدُوِّکُمْ صَلَواتُ اللهِ عَلَیْکُمْ وَعلى اَرْواحِکُمْ وَاَجْسادِکُمْ وَشاهِدِکُمْ وَغائِبِکُمْ وَظاهِرِکُمْ وَباطِنِکُمْ آمینَ رَبَّ الْعالِمینَ [۱۴]

____________________________________________________________

[۱] – و آنگاه که با موسی چهل شب قرار گذاشتیم. (بقره ۵۱).

[۲] – و {خداوند به موسی} فرمود: {ورود به} آن {سرزمین} چهل سال بر ایشان حرام شد، {که} در بیابان سرگردان خواهند بود، پس تو بر گروه نافرمانان اندوه مخور. (مائده ۲۶).

[۳] – تا آتکه به حد رشد رسید و به چهل سال رسید، گفت: پروردگار من، در دلم افکن تا نعمتت را شکر کنم.

[۴] – وسائل الشیعه / ج ۲۷/ ص ۲۹٫

[۵] – مقتل الحسین (علیه السلام) ، سید عبد الرزاق المقرم، ص ۳۶۵٫

[۶] – کامل الزیارات به نقل از مقتل الحسین، سید المقرم: ص ۳۶۵٫

[۷] – کامل الزیارات ابن قولویه ص۸۱ , ومستدرک الوسائل، میرزا نوری ۱:۳۹۱|ج۱ و۱۰ :۳۱۳ |ج۶٫

[۸] – بحار الانوار علامه محمد باقر مجلسی ۴۴: ۱۹۹|ج۱۵٫

[۹] – در حدیثی از امام حسن عسکری روایت شده که فرمود: علامات مؤمن پنچ چیز است: نمازهای یومیه همراه با نوافل، زیارت اربعین در اربعین شهادت امام حسین علیه السلام، انگشتر به دست راست کردن که سنّت پیامبر صلّی الله علیه و آله و اهل بیتش علیهم السلام است، و خاک آلود بودن پیشانی به خاطر سجده بر زمین، در خضوع و خشوع خدای تعالی و تضرّع به محضر قدسی او، و آشکار گفتن بسم الله الرّحمن الرّحیم که در نماز واجب است بلند بر زبان جاری شود. بحار الأنوار/ علامه مجلسی/ ج: ۱۰۱/ ص: ۱۰۶/ روایت: ۱۷/ باب: ۱۴٫

[۱۰] – بحار الأنوار، علامه محمد باقر مجلسی، ج: ۱۰۱، ص: ۳۳۱، روایت: ۲، باب: ۲۵٫

[۱۱]- بگو: « به ازای آن {رسالت} پاداشی از شما خواستار نیستم، مگر دوستی درباره خویشاوندانم». (شوری ۲۳).

[۱۲] – به روایت از کتاب بشارة المصطفى لشیعة المرتضی، شیخ طبری ۷۴ـ ۷۵٫

[۱۳] – منتهى الآمال: ۲٫

[۱۴] – مفاتیح الجنان، زیارت اربعین.

روایت کربلا از زبان دختر سه ساله

صلی الله علیک یا بنت الحسین(ع) یا رقیه

شهادت بی بی رقیه(سلام‌الله‌علیها)تسلیت باد

آن هنگام که خورشید وجودت در گودی قتلگاه به خون نشست و لحظاتی بعد در افق کربلا طلوع کرد، آسمان تیره و تار شد.

صدای برادرم علی بن الحسین(علیه السلام) را می‌شنیدم که به عمّه‌ام زینب کبری(سلام‌الله‌علیها) فرمود : این همان لحظه‌ای است که همه ارکان هستی، از زمان هبوط آدم(علیه السلام) تا قیامت کبری بر آن گریسته‌اند.

زمین و زمان ناله می‌کرد و کودکان می‌دویدند. نبودی ببینی که دامنهایشان آتش گرفته بود و از گوشهایشان خون می‌چکید و من در آن میان مأمن و مأوایی جز دامن عمّه‌ام نداشتم. زمان به سختی می‌گذشت.قرار بر رفتن نداشتم. دوست داشتم که بیشتر نزدت می‌ماندم. اماّ مگر داغ تازیانه ها‌ بر جان کوچکم امان داده بود؟ کربلا جهنّم دشمنان تو شده بود و بهشت تو و یارانت. نمی‌توانستم چشم از چشمان به خون نشسته‌ات بردارم.

مرا به زور می‌کشیدند. چقدر سخت بود جدا شدن از پاره‌پاره‌های وحی.

کاش مانده بودم و غبار از چهره‌ات برمی‌گرفتم. کاش پروانه وار دور شمع وجودت می‌گشتم و در پرتو عشق تو می‌سوختم. قرار بر رفتن نبود. از پا‌های آبله دارم بپرس که در این مسیر چقدر دویدم و الآن که سر زیبای تو در دامنم به میهمانی آمده؛ در گوشه‌ی این خرابه، در شهری که مردمانش بویی از مردانگی  نبرده‌اند، به برکت آمدنت آرام گرفته ام.

من بهشت را در آغوش گرفتم، من به وصال محبوبم رسیدم.

اماّ ای کاش زودتر می‌آمدی چون رقیّه‌ات دیگر توانی در جان خسته و رنجورش ندارد.

دختر سه‌ساله‌ای که گرمی چشمانت او را متعالی می‌کرد.

می‌گویند من رقیّه‌ام1،کسی که جهتش به سوی تعالی است. آری، از آن زمان که در تقدیر تو متولد شدم؛ من دختر تو شدم و تو بابای من، رفعت گرفتم و بال‌و پر برای پرواز در آوردم و برای عروج آماده شدم.

من در کربلا دیدم که ملائکه به تو و اهل بیتت غبطه می‌خوردند. خودم صدای شیون آن‌ها را هنگامی که بر سرنیزه بودی شنیدم.

خودم دیدم که دسته‌دسته جنیان و ملائکه از برای یاری تو آمدند و در برابرت زانو زدند.

خودم دیدم که از مقتل تو آیه والشّمس‌وضحِها تفسیر شد، خودم دیدم که خداوند تأویل آیه‌ی «یا ایها النفس المطمئنّه اِرجِعی اِلی رَبِّكِ راضیه مَرضیّه فَادخُلی فی عِبادی وَادخُلی جَنَّتی»2 را در قیام تو و یارانت به ظهور رسانید.

چه لذّتی دارد هم کلام شدن با تو. چه شیرین است لحظه‌ی وصال. جانم دیگر طاقت ماندن ندارد. دستان کوچکم را بگیر و با خودت ببر تا در محضر تو، باب‌الحوائجیم امضا شود.

می‌خواهم مانند علی‎اصغر و علی‌اکبر(علیهمالسلام)، نزد جدّمان رسول خدا حاضر شوم و بگویم دشمنانت با تو و فرزندانت چه کرده‌اند.

پی نوشت ها:

 

1.        اشاره به معنای کلمه رقیّه که به معنی صعود به طرف بالا و ترقّی است. می‌توانید به کتاب‌های لغت در زبان عربی مانند مفردات راغب اصفهانی رجوع‌ نمایید.

2.        در تفسیرهای روایی آمده که شأن نزول آیات آخر سوره فجر، امام‌حسین(علیه السلام) هستند.

شهادت امام سجاد(ع)  تسلیت باد

شهادت امام سجاد(ع)  تسلیت باد

یعقوب کربلا چه قدر گریه می کنی

از صبح زود تا به سحر گریه می کنی

یعقوب را که غصه ی یوسف شکسته کرد

داری برای چند نفر گریه می کنی؟

وقتی که چشم هات می افتد به معجری

حق داری ای عزیز اگر گریه می کنی

این طفل را به جان خودت آب داده اند

دیگر چرا میان گذر گریه می کنی

از صبح تا غروب فقط نیزه می زدند

داری به قتل صبر پدر گریه میکنی

چشمت چرا ضعیف شده بی رمق شده

یعقوب کربلا چقدر گریه می کنی!

با دیدن اسیر کجا می رود دلت

با دیدن فقیر کجا می رود دلت

تامحرم

خبرازحنجره  ی شاه ولا می آید

خبرقافله کرب وبلا می آید

ایهاالنس به این نکته توجه دارید؟

چندروزدگرماه بلامی آید؟

التماس دعا

یاعلی

شعر- عید غدیر خم مبارکباد

السلام اي غدير! مَهبَط عشق!
مقصد دولت مسلّط عشق!

السلام اي غدير! مقصد يار!
وي گل‌افشان ز موج‌موج بهار!

چه بهاري توراست؟ كز خُم تو
مست عشقيم در تلاطم تو؟

تشنگان ولايتيم همه
عطش بي‌نهايتيم همه

لب خشكم ارگ ترَك خورده‌ست
غيرتم بارها محك خورده‌ست

قصه اهل كوفه بودن چيست؟
مست آب و علوفه بودن چيست؟

لب، اگر تر كند علي (ع)، تيغيم
حنجرِ عارفانه تبليغيم

از ولايت هر آن كه دم نزند
نفس از بام صبحدم نزند

عشق را وقت استماع رسيد
وحي در «حجة‌الوداع» رسيد

ما علي (ع) را گرفته‌ايم هنوز
تا نبي (ص) را چو خويش، گُم نكنيم
از سبو مي‌ زديم تا ديگر
جام را در شراب خُم نكنيم

ورنه «مروان»، «معاويه»، «هارون»
همگي از نبي (ص) سخن گويند
من، ولي، دستِ آن كسان بوسم
كز نبي (ص) زينبي (س) سخن گويند

غير آل علي (ع) كه مي‌داند؟
دين احمد، به تيغ، پابرجاست
حقِّ بدعت‌گذار، شمشير است
جايِ احساس و عشق، ديگر جاست

«ابن ملجم» نكشت، مولا را
مرگ، طاقت نداشت پيش علي (ع)
همه گفتند: امام را كشتند
ليك زنده است تا هميشه علي (ع)

لفط بر لفظ، من نمي‌بافم
هر طرف بنگرم، علي (ع) بينم
نه در آن كوچه يا در اين خانه
هركجا بگذرم، علي (ع) بينم

اوست نوري زلامكان و زمان
كه جهان در شعاع‌هاش، گُم است
گر به دنبال ديدن اويي
عكسش افتاده در «غدير خُم«» است

شيعه، سني‌ترين مذهب‌هاست
زان كه سنت، ملاك هر شيعه‌ست
زين سبب هركه اهل سنت شد
دم ز حيدر زند، اگر شيعه‌ست

سني و شيعه را اگر فرقي‌ست
اندك است آن چنان كه دشنه و تيغ
هر دو در قلب خصم، خواهد شد
تا كه خورشيد، سرزند زستيغ

آفتاب، آفتابِ اسلام است
بر سرِ ي، سرِ حسين (ع) ببين
دين، به تيغ دو تيغه، مديون است
«خيبر» و «خندق» و «حنين» بين

ذوالفقارِ ستيز! مولا
كوفيانه را به قعرِ گور فرست
جوشِ رجّاله‌هاست از شش سو
سيصد و سيزده غيور فرست

همرهانم! برادران! ديري‌ست
دشمنان، در كمين ما هستند
نه به دنبال، شوكت مايند
در پي مسخ دين ما هستند

بين‌ ما، تا شكاف اندازند
فرقه‌ها ساختند، بيهوده
اشتراكات را نهان كردند
چون چراغي كه مي‌زند دوده

روشنايي بجو، كه تاريكي
تيه گمراهي است باور كن
مصطفي، آن كه ماه كامل ماست
هم ستاره علي‌ست، آري چون،

علي (ع) آيينه خداوند است
عشق از او، انعكاس مي‌يابد
نور، بر گِرِد قامتش پيچد
ماهِ من، ناشناس مي‌تابد

ياد كن خلوتِ فقيران را
در شبِ سرِ يثرب و كوفه
گريه‌ها، گريه‌هاي مولاوار
رازها، رازهاي مكشوفه

پرده برداشت حيدر از اسرار
هرچه بود و نبود، با من گفت
غصه‌ها را و زخم‌ها را سرخ
دردها را كبود، با من گفت

بعد از آن صحبت غريبانه
اسمان را بنفش، مي‌بنيم
آخرين مرد، خواهد آمد و من
آسب و تيغ و درفش، مي‌بينم

آخرين مرد، آخرين اميد
آخرين حامي ولايت حق
آخرين گردبادِ نوراني
انتشار عدالت مطلق

بوی محرم میاد

پروانه ام دوباره مرا آتشم زنید

هر لحظه هر نفس همه جا آتشم زنید

 

پای فرات ، علقمه فرقی نمیکند

دست شما ست تا که کجا آتشم زنید

 

اصلا برای گرمی شبهای ماتمت

من را خریده اید که تا آتشم زنید

 

هر شب به حاجتی سر این روضه می رسم

شاید میان بزم عزا آتشم زنید

 

من را گره زنید به این بیرق بلند

روزی میان کرب و بلا آتشم زنید

 

عمری میان روضه ی تان گریه می کنم

با این امید تا که شما آتشم زنید

 

این چشم ها حواله ی غم های زینب است

اشکی دهید و در همه جا آتشم زنید

 

حسن لطفی

 

**********************

 

این اسب ها از این بدنم پا نمی کشند

از روی غنچه ی کفنم پا نمی کشند

 

تا که گلاب ناب مرا در نیاورند

از غنچه های یاسمنم پا نمی کشند

 

این نیزه ها که در جگرم پا گذاشتند

چون داد می زنم حسنم پا نمی کشند

 

می خواستم دوباره صدایت کنم ولی

یک لحظه هم از این دهنم پا نمی کشند

 

موی مرا به دست گرفتند و می کشند

اما ز دست و پا زدنم پا نمی کشند

 

رحمان نوازنی

فضائل امام على (عليه السلام)-ساقى حوض كوثر

ساقى حوض كوثر
وصف حوض و منزلت امير مؤمنان عليه السلام در كنار آن

شيخ صدوق رحمه الله گويد:اعتقاد ما درباره حوض آن است كه آن حق است،و پهناى آن به فاصله ميان أيله و صنعاء (1) است،و آن حوض پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است و در آن جامهايى به تعداد ستارگان آسمان قرار دارد،و سرپرست و مسئول آن در روز قيامت امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام است كه دوستانش را از آن سيراب و دشمنانش را از آن دور مى‏سازد،هر كه جرعه‏اى از آن بنوشد هيچ گاه تشنه نخواهد گشت (2) .

1ـابو ايوب انصارى گويد:نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بودم و از آن حضرت درباره حوض سؤال شد،فرمود:اينك كه درباره حوض از من پرسيديد شما را از آن خبر دهم:حوض چيزى است كه خداوند از ميان پيامبران مرا بدان گرامى داشته است،عرض آن به فاصله ميان ايله و صنعاء است،دو نهر از آب در آن مى‏ريزد،آبش از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر،بسترش از مشك خوشبوست و سنگريزه‏هايش در و ياقوت است.پروردگارم شرط كرده است كه كسى به آن‏وارد نشود مگر آنان كه داراى نيتهايى درست و دلهايى پاكند،آنان كه در حال توانگرى و فراخ دستى حقوقى را كه بر عهده دارند مى‏پردازند و در حال نياز و تنگدستى حق قانونى خود را نمى‏گيرند،و پس از من تسليم وصى من خواهند بود.آن گاه وصى من غير شيعيان خود را از آن دور مى‏كند همان گونه كه آدمى شتر گر را از ميان شترهاى خود دور مى‏سازد. (3)

2ـعبد الله بن عباس گويد:چون سوره كوثر بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد،على بن ابى طالب به آن حضرت گفت:اى رسول خدا،كوثر چيست؟فرمود:نهرى است كه خداوند مرا بدان گرامى داشته است.على گفت:اى رسول خدا،اين نهر شريفى است،آن را براى ما توصيف كن.فرمود:آرى اى على،كوثر نهرى است كه در زير عرش خدا جارى مى‏شود،آبش از شير سفيدتر،از عسل شيرين‏تر و از كره نرم‏تر،سنگريزه‏هايش زبرجد و ياقوت و مرجان،گياههايش زعفران و خاكش مشك خوشبو،و اساس و بنيانش زير عرش خداست.آن گاه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دست بر پهلوى على امير مؤمنان عليه السلام زد و فرمود:اى على،اين نهر از آن من و تو و از آن دوستان تو پس از من است. (4)

3ـرسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در حديثى طولانى فرمود:اى على،تو نخستين كسى هستى كه با من از زمين بيرون مى‏آيى‏[و تو نخستين كسى هستى كه با من برانگيخته مى‏شوى‏]،و تو نخستين كسى هستى كه با من از صراط مى‏گذرى،و پروردگار بزرگ من به عزت خود سوگند خورده كه كسى از گردنه صراط عبور نكند مگر آن كه سند ولايت تو و ولايت امامان از اولاد تو را همراه داشته باشد،و تو نخستين كسى هستى كه بر حوض من وارد مى‏شوى،دوستانت را از آن‏سيراب مى‏سازى و دشمنانت را از آن مى‏رانى،و تو يار و همراه منى آن گاه كه در مقام محمود (مقام شفاعت) بايستم،ما درباره دوستانمان شفاعت مى‏كنيم و شفاعت ما درباره آنان پذيرفته مى‏شود.و تو نخستين كسى هستى كه داخل بهشت مى‏شوى در حالى كه پرچم مرا به دست دارى و آن لواى حمد است كه هفتاد شكاف دارد و هر شكافى پهناورتر از خورشيد و ماه است،و تو صاحب درخت طوبى در بهشت هستى كه تنه‏اش در خانه تو و شاخه‏هايش در خانه شيعيان و دوستان توست . (5)

4ـابو الأسود دئلى از پدرش روايت كرده كه گفت:از امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام شنيدم كه مى‏فرمود:به خدا سوگند كه با همين دو دست كوتاه خود دشمنانمان را از حوض رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دور مى‏سازم،و دوستانمان بدان در مى‏آيند. (6)

5ـو نيز فرمود:من با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و خاندانم بر سر حوض قرار داريم،پس هر كه خواستار ماست بايد گفتار ما را بگيرد و مانند ما عمل كند،زيرا هر خاندانى برگزيده‏اى دارد و ما را نيز برگزيدگانى است،و ما را شفاعتى است و دوستان ما را نيز شفاعتى است،پس براى ديدار ما بر سر حوض با هم رقابت كنيد،كه ما دشمنانمان را از آن مى‏رانيم و دوستان و اولياى خود را از آن سيراب مى‏كنيم،هر كه جرعه‏اى از آن بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد،دو نهر از بهشت در حوض ما سرازير مى‏شود،يكى از تسنيم و ديگرى از آب زلال و گوارا،بر لبه آن زعفران روييده و سنگريزه‏اش لؤلؤ است و آن كوثر نام دارد. (7)

6ـرسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:اى على،تو برادر،وزير و صاحب لواى من دردنيا و آخرت و صاحب حوض من هستى،هر كه تو را دوست بدارد مرا دوست داشته،و هر كه تو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است. (8)

7ـعبد الرحمن بن قيس رحبى گويد:با امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السلام بر در قصر (دار الاماره) نشسته بودم كه نور خورشيد آن حضرت را وادار كرد تا در سايه ديوار قصر پناه گيرد،همين كه برخاست تا داخل شود مردى از قبيله همدان دامن حضرتش را گرفت و گفت :اى امير مؤمنان،مرا حديثى جامع گو تا خداوند مرا بدان سودى رساند.فرمود:مگر درباره من حديث بسيارى وجود ندارد؟ (9) يا:مگر اين سودمندى در احاديث بسيارى نيست؟) گفت:چرا،ولى مرا حديثى گو كه خداوند بدان سودم رساند.

فرمود:دوستم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مرا فرمود كه:من و شيعيانم وارد حوض مى‏شويم و سيراب و روسپيد بيرون مى‏شويم،و دشمنانمان تشنه لب و روسياه وارد مى‏گردند .اين را داشته باش كه مشتى از خروار است،تو با همان كسى كه دوستش مى‏دارى خواهى بود و همان را كه به دست آورده‏اى خواهى داشت،اى برادر همدانى رهايم ساز.اين را فرمود و داخل قصر شد. (10)

8ـمردى از منافقان به حضرت رضا عليه السلام گفت:برخى از شيعيان شما بى‏باكانه در كوچه و بازار شراب مى‏خورند!و ديگرى سر راه بر حضرت گرفت و گفت:برخى از شيعيان شما شراب مى‏خورند !چهره حضرت از روى شرم عرق كرد،سپس فرمود:خداوند گرامى‏تر از آن است كه گرمى شراب را با دوستى ما خاندان در دل مؤمن جمع آورد،آن گاه لختى صبر كرده و فرمود:و اگر يكى از آنها بدين نكبت گرفتار شد و چنين كرد بى شك پروردگارى مهربان،پيامبرى‏دلسوز،امامى شناسا بر سر حوض و سرورانى براى شفاعت ايستاده را براى خود خواهد يافت. (11)

9ـرسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:پنج چيز درباره على به من داده شده كه از دنيا و هر چه در آن است نزد من بهتر است:1ـاو در برابر خدا دور دارنده (يا:در برابر خدا به رو در افتاده) است تا خداوند از حساب آفريدگان فارغ شود.2ـلواى حمد به دست اوست و از آدم گرفته به بعد همه در زير آن قرار دارند.3ـاو بر سر حوض مى‏ايستد و هر كه را از امت من‏[به ولايت‏]بشناسد سيراب مى‏سازد.4ـاوست كه‏[پس از مرگ‏]عورت مرا مى‏پوشاند و مرا به خداوند مى‏سپارد.5ـمن هيچ بر او بيم ندارم كه بعد از ازدواج دامن بيالايد،و پس از ايمان به كفر گرايد. (12)

10ـاز على عليه السلام روايت است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:تو نخستين كسى هستى كه به بهشت مى‏روى.گفتم:اى رسول خدا،پيش از شما به بهشت مى‏روم؟فرمود:آرى،زيرا تو در آخرت پرچمدار منى چنانكه در دنيا پرچمدار من هستى،و هميشه پرچمدار پيشاپيش حركت مى‏كند.سپس فرمود:اى على،گويى تو را مى‏بينم كه پرچم مرا كه لواى حمد است به دست دارى و داخل بهشت شده‏اى،و از آدم گرفته به بعد در زير آن قرار دارند. (13)

پى‏نوشتها:

1ـآيله شهرى است در ساحل بحر قلزم،و صنعاء نام دو جاست يكى در يمن و ديگرى در دمشق.بايد دانست كه اين تعبير براى نشان دادن بزرگى آن است نه اندازه دقيق آن.

2ـبحار الانوار 8/27 به نقل از رساله اعتقادات صدوق.

3ـبحار الانوار 8/ .28

4ـهمان/ .18

5ـبحار الانوار 39/ .211

6ـهمان/212.و نظير آن:همان/ .216

7ـتفسير صافى 5/ .301

8ـبحار الانوار 39/ .216

9ـبنا بر نسخه‏اى ديگر:مگر احاديث بسيارى در اختيار ندارى؟

10ـامالى شيخ طوسى 1/ .150

11ـعلم اليقين 2/ .603

12ـبحار الانوار 39/ .219

13ـهمان/217.و در ص 213 از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آورده است كه:آدم و همه خلق خدا در روز قيامت در سايه پرچم من قرار دارند.

امام على بن ابى‏طالب(ع) ص 567

احمد رحمانى همدانى

فضائل آقا امیر المومنین علی علیه السلام-حامل لوای حمد

     فضائل آقا امیر المومنین علی علیه السلام 

حامل لوای حمد 

سعد بن ابی وقاص می گوید:

روز جمعه ای با رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز صبح را به جماعت خواندیم. آن گاه پیامبر رو به ما کرد و بر خداوند متعال درود فرستاد و فرمود:

« روز قیامت من می آیم در حالی که علی بن ابیطالب علیه السلام پیش روی من است و به دستش لوای حمد دارد. لوای حمد دو تکه است، تکه ای از سُندس (حریر و دیبا) و تکه‌ای از استبرق (حریر زربفت).

در این هنگام مردی بادیه نشین با شتاب به طرف رسول خدا رفت و گفت:« در باره علی بن ابی طالب چه می گویی، زیرا درباره او اختلاف فراوانی وجود دارد.»

رسول خدا لبخندی زد و فرمود:« ای اعرابی، چرا درباره علی اختلاف فراوانی وجود دارد؟ علی رابطه اش با من مانند سرم برای بدنم است و مانند دکمه برای لباسم. » (رسول خدا می‌خواهد بگوید همان گونه که بدن بدون سر حیاتی ندارد و لباس بدون دکمه کاربردی ندارد، پیامبر منهای علی برای هیچ کس فایده ندارد؛ باید در کنار رسول خدا، علی را پذیرفت و به او مؤمن بود.)

آن عرب بادیه نشین با خشم به پیامبر گفت:« ای محمد، من نیرو و قدرتم از علی بیشتر است. آیا علی می تواند لوای حمد را حمل کند؟!»

پیامبر فرمود:« آرام بگیر، اعرابی! همانا خداوند روز قیامت به علی ویژگی های گوناگونی عنایت می کند: به او زیبایی یوسف می دهد و زهد یحیی و صبر ایوب و بخشش آدم و نیروی جبرئیل. لوای حمد به دست اوست، همه مردم در زیر این لواء هستند و گرداگرد او را امامان و تلاوت کنندگان قرآن و اذان گویان گرفته اند. و آنها کسانی هستند که در قبرها به بدنهایشان کرم نمی‌افتد.»

بحارالانوار، ج 39، ص 216، حدیث 8 ----------- تفسیر فرات کوفی

فضائل امام حسین(ع) از زبان پیامبر(ص)

 
امّ‌الفضل – همسر عباس بن عبدالمطلب(ره)- می‌گوید: قبل از ولادت حضرت اباعبدالله علیه السلام شبی در خواب دیدم که تکه‌ای از گوشت بدن رسول خدا(ص) از تن مبارک جدا گشت و بر روی دامن من افتاد. تعبیر آن را از آن حضرت سوال نمودم، ایشان فرمودند: «اگر خوابت راست باشد، خواب خوبی دیده‌ای، چرا که فاطمه(س) پسر خواهد آورد و او را برای شیر دادن به تو خواهد سپرد.

امّ‌الفضل می‌گوید: همان که پیامبر(ص) فرمودند اتفاق افتاد، روزی امام حسین(ع) را [که برای شیر دادن به من سپرده شده بود] نزد پیامبر اکرم(ص) برده و او را به آغوش آن حضرت دادم، در همان حال او بول کرد و قطره‌ای از آن روی لباس پیامبر(ص) چکید؛ من هم او را نیشگون گرفتم و او گریه کرد. در این هنگام نبی اکرم(ص) فرمودند:

«آرام باش ام‌الفضل لباس من شسته می‌شود؛ فرزندم را رنجاندی».

او می‌گوید: امام حسین(ع) را در آغوش پیامبر اکرم(ص) رها کرده و رفتم که برای او آب بیاورم، وقتی برگشتم رسول خدا(ص) را گریان دیدم و عرض کردم: یا رسول‌الله(ص) چرا گریه می‌کنید؟

آن حضرت فرمود: «اکنون جبرئیل(ع) به نزدم آمد و خبر آورد که امتم این فرزند مرا خواهند کشت؛ خداوند شفاعتم را در روز قیامت شامل ایشان نگرداند».

راویان حدیث گفته‌اند: هنگامی که یک سال کامل از تولد امام حسین(ع) گذشت دوازده فرشته بر پیامبر(ص) نازل شدند که یکی از آنها به شکل شیر؛ دومی به شکل گاو؛ سومی به شکل ماری بزرگ؛ هارمی به شکل یک انسان و هشت فرشته دیگر به شکل‌های گوناگون بودند؛ و همگی با چهره‌هایی سرخ و چشمانی گریان –در حالی که بال‌های خود را گشوده بودند- می‌گفتند:

ای محمد(ص) آنچه توسط قابیل بر سر هابیل آمد بر سر فرزند تو حسین(ع) پسر فاطمه(س) نیز خواهد آمد و به او پاداشی مثل پاداش هابیل عطا خواهد شد و قاتل او هم گناه قابیل را خواهد داشت. پس از آن فرشته‌ای در آسمان‌ها باقی نماند مگر آنکه همگی بر پیامبر(ص) نازل شده و پس از سلام و درود بر آن حضرت بخاطر مصیبت امام حسین(ع) به ایشان تسلیت گفتند و حضرت را از پاداشی که قرار بود به فرزندش عطا شود آگاه نمودند و خاک مزارش را به ایشان نشان دادند. در آن حال پیامبر(ص) می‌فرمودند:

«خداوندا، خوار گردان هر که حسین(ع) را خوار می‌کند و بکش کسی را که او را می‌کشد و دشمن او را از خواسته‌اش برخوردار مگردان».

راوی می‌گوید: دو سال پس از ولادت امام حسین(ع)، هنگامی که نبی مکرم(ص) برای سفری که پیش آمده بود از شهر خارج شدند، در قسمتی از راه توقف کردند و در حالی که کمله استرجاع یعنی «اِنّا لله و اِنّا الیه راجعون» بر زبانشان جاری بود چشمان مبارکشان گریان شد.

از دلیل آن سوال شد، حضرت فرمودند:

«اکنون جبرئیل(ع) اینجا بود و به من خبر داد که در کنار رود فرات سرزمینی است که به آن کربلا می‌گویند و در آنجا فرزندم حسین(ع) پسر فاطمه(س) کشته خواهد شد».

از ایشان سوال شد، یا رسول الله چه کسی او را می‌کشد؟

حضرت فرمودند:

«مردی که نامش یزید است و گویی اکنون قتلگاه و مدفن فرزندم را می‌بینم».

سپس حضرت با اندوه فراوان از آن سفر بازگشته و بالای منبر رفتند و در حالی که امام حسن و امام حسین(ع) در کنار ایشان بودند خطبه‌ای خوانده و مردم را موعظه نمودند و پس از آن که خطبه حضرت به پایان رسید دست راست خویش را بر سر امام حسن(ع) و دست چپ را بر سر امام حسین(ع) نهاده و سر مبارک خویش را به سوی آسمان بلند کردند و آنگاه عرض کردند:

«خداوندا، همانا محمد(ص) بنده و فرستاده توست و این دو نیکوترین افراد خاندانم و برگزیده فرزندانم و اهل بیت من هستند و اینانند کسانی که بعد از خود ایشان را در میان امتم خفیفه گردانیدم، همانا جبرئیل(ع) برایم خبر آورد که این فرزندم(امام حسین(ع)) کشته و خوار خواهد گشت، خداوندا برای او در مرگش برکت قرار داده و او را سرور شهیدان قرار ده، پروردگارا در زندگی قاتل و تحقیرکننده‌اش برکتی قرار مده».

راوی می‌گوید: پس از سخنان پیامبر(ص) مردم حاضر در مسجد با ناله و فریاد گریستند سپس حضرت رسول(ص) فرمودند:

«آیا گریه می‌کنید ولی یاریش نمی‌کنید؟»

آنگاه حضرت در حالی که رنگش دگرگون شده و چهره‌اش سرخ گشته بود بازگشت و با چشمانی پر از اشک خطبه کوتاه دیگری ایراد کرده و فرمودند:

«ای مردم همانا من دو چیز گرانبها در میان شما به جا می‌گذارم: یکی کتاب خدا و دیگری خاندان و اهل بیتم و دودمانم و شهد وجودم و میوه دلم. بدانید که این دو از هم جدا نمی‌شوند تا اینکه در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند و آگاه باشید که من منتظر آن دو هستم، همانا من در مورد ایشان چیزی از شما نمی‌خواهم مگر محبت و دوستی اهل بیتم که خداوند امر فرمود آن را از شما بخواهم، مراقب باشید فردای قیامت در کنار حوض کوثر مرا در حالی که با ایشان دشمنی و ستم کرده و آنان را به شهادت رسانده‌اید ملاقات نکنید.

بدانید که در روز قیامت سه گروه از این امت تحت لوای سه پرچم به نزد من خواهند آمد، یک گروه با پرچم سیاه و ظلمانی در حالی که ملائکه از آنان گریزان هستند نزد من می‌ایستند و من می‌پرسم: شما کیستید؟ آنها در حالی که نام مرا از یاد برده‌اند می‌گویند: ما موحدان عربیم.

من به ایشان می‌گویم: من احمد(ص) پیامبر عرب و عجم هستم. آنها می‌گویند: ما جزء امت تو هستیم یا احمد(ص).

و من می‌پرسم: بعد از من با اهل بیت و خاندانم و کتاب خدا چه رفتاری کردید؟ آنها می‌گویند: کتاب خدا را که ضایع کردیم و اما عترت و خاندانت، تمام سعیمان این بود که از روی زمین نابودشان کنیم.

در این هنگام من از آنها روی بر می‌گردانم و آنها با چهره‌هایی سیاه و حالتی عطشان و بسیار تشنه از نزدم می‌روند.

پس از آن گروه دیگر با پرچمی سیاه‌تر از اولی به نزدم می‌آیند و من به ایشان می‌گویم: پس از من با دو گوهر گرانبهای بزرگ و کوچک یعنی کتاب خدا(ثقل اکبر) و اهل بیتم(ثقل اصغر) چه کردید؟

آنها می‌گویند: با قرآ« که مخالفت کردیم و اما اهل بیتت را خوار کرده و مزه تمام مصیبت‌ها را به ایشان چشاندیم.

من هم می‌گویم: نفرین من بر شما باد. سپس آنها نیز با چهره‌هایی سیاه و حالتی عطشان و بسیار تشنه باز می‌گردند.

آنگاه گروه سوم با پرچمی که از نور می‌درخشد بر من وارد می‌شوند و من از ایشان می‌پرسم: شما کیستید؟

آنها می‌گویند: ما اهل توحید و تقوا هستیم. ما امت محمد(ص) و بازماندگان اهل حقّیم، به کتاب خدایمان قرآن عمل کردیم و حلال آن را حلال و حرامش را حرام دانستیم و اهل بیت پیامبرمان محمد(ص) را گرامی داشته و دوست دارشان بودیم و تا جایی که می‌توانستیم یاریشان کردیم و همراه آنان با دشمنانشان جنگیدیم.

سپس من به آنها می‌گویم: خوشحال باشید که من پیامبر شما محمد(ص) هستم و به درستی شما در دنیا همان گونه که بودید که گفتید. آنگاه آنان را از حوض خود (کوثر) سیراب می‌کنم و آنان در حالی که خوشحال و شادمان قدم بر می‌دارند بر‌می‌گردند و وارد بهشت می‌شوند تا برای همیشه در آن جاودانه زندگی کنند».

راوی می‌گوید: مردم همچنان ذکر شهادت امام حسین(ع) را بازگو کرده و آن را بزرگ و مقدمش را گرامی می‌داشتند.

                            التماس دعا

                یاعلی مدد

میلاد امام رضا (علیه السلام)

         میلاد امام رضا (علیه اسلام)مبارکباد               

                           

مژده ای اهل رضا روی رضا پیدا شد
جلوه حسن الهی به فضا پیدا شد

ضعفا روی به گلزار ولایت آرید
که گل روی معین الضعفا پیدا شد

غنچه نجمه به دامان سحر گاه شکفت
بوی گل در نفس باد صبا پیدا شد

علوی طلعت او آینه حسن خداست
بر همه آینه حسن خداپیدا شد

موسی آن طلعت نادیده که در طور ندید
صبحدم در حرم موسی ما پیدا شد

جلوه باطن اسرار نهان را نگرید
به خدا آینه غیب نما پیدا شد

جان فشانید که جانان دو عالم آمد
درد آرید که ناگفته دوا پیدا شد

نجمه را نجمه نخوانید خدا می داند
این سپهریست کز او شمس ضحی پیدا شد

به دعا دست برآرید چرا خاموشید ؟
قبله حاجت ارباب دعا پیدا شد

چنگ بر چنگ زن آهنگ غریبی بنواز
چه نشستی که غریب الغربا پیدا شد

کعبه جان به حرم خانه موسی آمد
یا که در مروه دل نور صفا پیدا شد

سوره فتح بخوانید علی می آید
آیت صبر بیارید رضا پیدا شد

با قضا گوی که مولای قدر می آید
با قدر گوی که سلطان قضا پیدا شد

اهل ایران همه جان از پی ایثار آرید
که ولی نعمت و مولای شما پیدا شد

کیمیایی نظری آمده کز یک نگهش
ازدرون سیه سنگ طلا شد

اختر برج ولایت چه مبارک سرزد
ماه افلاک ولایت چه بجا پیدا شد

گرچه گفتند که در خوف ورجا باید بود
خوف از خویش برانید رجا پیدا شد

آمد از راه کریمی که به باب کرمش
تاج شاهی به قدم های گدا پیدا شد

ای زغم خسته برو غصه به دیا افکن
ای گره بسته بیا عقده گشا پیدا شد

برق رحمت زد و اوراق غضب را سوزاند
قلم عفو پی محو خطا پیدا شد

نقش شیر از نگهش شیر ژیانی گردید
بی عصا معجز موسی و عصا پیدا شد

نه به محشر نه به برزخ نه به میزان نه صراط
این چراغیست که نورش همه جا پیدا شد

لاله آرزوی آل محمد رویید
گوهر گمشده اهل ولا پیدا شد

تا چو ( میثم ) به درش دست گدائی نگرفت
کس ندانست در این خانه چه ها پیدا شد

فضائل - فاروق اعظم –صدیق اکبر

سلمان و ابوذر و مقداد می گویند: در زمان خلافت عمر بن خطّاب، مردی از کوفه برای دستیابی به حق و حقیقت نزد ما آمد به او گفتیم: «بر تو باد به کتاب خدا (قرآن)؛ از آن جدا مشو! و بر تو باد به ولایت علی بن ابی طالب که او هرگز از قرآن جدا نمی شود. ما گواهی می دهیم که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدیم که می فرمود: همانا علی با حق است و حق با اوست و این دو از هم جدا نمی شوند. علی اولین مؤمن به خداست و اولین کسی است که روز قیامت با من مصافحه می کند. او صدیق بزرگ است و جداکننده میان حق و باطل و وصی من و جانشین پس از من در میان امّتم، و بر اساس سنّت من با دشمنان می جنگد. »

آن شخص به ما گفت: «پس چرا مردم به ابوبکر (صدیق) و به عمر (فاروق) می گویند؟»

گفتیم: «تو آیا نسبت به حق علی ناآگاهی؟» عمر و ابوبکر همانگونه نسبت به مقام خلافت رسول الله ناآگاهند نسبت به حق امیرالمؤمنین نیز جاهل و ناآگاهند. صدیق و فاروق اسم ابوبکر و عمر نیست زیرا آن دو اسم کسی غیر آنان است. به خدا سوگند، که علی، صدیق اکبر و فاروق ازهر (درخشان، فروزنده) است او خلیفه رسول الله و امیرالمؤمنین است. رسول خدا ما و آنان (عمر و ابوبکر و سایر مردم) را فرمان داد که به عنوان امیرالمؤمنین به علی سلام کنیم و همگی ما این کار را کرده ایم.»

سلیم بن قیس می گوید: از سلمان فارسی شنیدم که می فرمود: همانا علی علیه السلام دری است که خداوند آن را گشوده است، هر کس از آن برآید مؤمن است و هر کس از آن خارج گردد کافر است.

بحارالانوار، ج 38، ص 30، شماره 30 ------ فضائل

بحارالانوار، ج 40، ص 97 ------ کتاب سلیم بن قیس

کد آهنگ پیشواز با صدای حمید علیمی برای مشترکین ایرانسل

  • کد                                   نام                           اثری از    قیمت         اعتبار  
  • ٤٤١٣٢٢٨   اگه مهدي شال مشكي ميندازه*    علیمی  ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١١٠٦٢   ای از غم تو                                      علیمی ٢٥٠٠  ریال    ٣٠ روز
  • ٤٤١٣٢٠٨   اي گل پيامبر                                    علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز 
    ٤٤١١٧٦٩   بقيع و عرشيان                                علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١٣٢٠٤   بوي كربلا                                         علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١١٤٧٤   به روي ماهت                                   علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١٣٢٠٧   بي تو كسي ندارم                           علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١٣٢٠٦   بيمار علي                                        علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١٢٦٩١   تا جان بود                                        علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١٢٣٦٠   تويي صاحب كرم**                         علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١١٥٣٩ تويي همه وجودم                              علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز 
    ٤٤١١٠٦٧   خاک در سامره                                 علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١٣٢٣٢   خانه ي شعله ورم                            علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١٢٦٨٨   خواهم به زير قدمت                         علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١١٧٧٥   دل پر غم من                                    علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١٢٦٨٩   روز جمعه شد دلبر نيومد                  علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١٢٦٩٠   شايسته وصال تو                            علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١١٧٧٧   ششمين قرآن ناطق                       علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١٣٢٠٩   غرق آه و درد                                   علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١٣٢١٠   غروب مدينه چه دلگيره                    علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١١٧٧٤   كبوتر دلم                                         علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١٣٢١١   گل ارغوانم                                      علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١٣٢١٢   گل ياس علي                                  علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١١٠٧٧   مسموم وا اماما                               علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١٣٢٢٩   نمي دونم كيم                                  علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١١٩٢١   يا جواد الائمه ادركني                      علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١١٩٠٩   يا حضرت جواد                                 علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١١٠٦٥   یا حضرت هادی                               علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   
    ٤٤١١٧٩٧   يه شهر غربت                                  علیمی ٢٥٠٠ ریال    ٣٠ روز   

  • تعويض رايگان
  • ايرانسل به مشترکين خود اين امکان را مي دهد که پس از خريداري هر آهنگ پيشواز در صورت تمايل به دفعات آن را با آهنگ هم‌قیمت ديگر تعويض کنند. اين تعويض کاملا رايگان بوده و تنها ميان آهنگ هاي پيشواز هم قيمت قابل انجام خواهد بود.
  • تعويض آهنگ به روش هاي زير قابل انجام است:پيام کوتاه
  • به عنوان مثال اگر آهنگی با کد ۱۰۰۱۰۰ هم اکنون در آلبوم شما موجود است و شما مایل به جایگزینی آن با آهنگ ۱۰۰۱۲۳ هستید عیارت "TV100100 100123" را به ۷۵۷۵ ارسال کنید. دقت کنید که بین TV100100 و 100123 یک فاصله وجود دارد.
    کد دستوري USSD
  • کافيست کد *777*6*کد آهنگ موجود*کد آهنگ جایگزین# را از گوشی تلفن همراه خود شماره‌گیری کنید. به عنوان مثال اگر آهنگی با کد ۱۰۰۱۰۰ هم اکنون در آلبوم شما موجود است و شما مایل به جایگزینی آن با آهنگ ۱۰۰۱۲۳ هستید شماره *777*6*100100*100123# را از گوشي تلفن همراه خود شماره گيري کنيد.
    تلفن گویای 777
  • شما می توانید با شماره 777 تماس گرفته و با دنبال کردن منوهای آن آهنگ مورد نظر خود را انتخاب و تعویض نمایید

کد آهنگ پیشواز با صدای حمید علیمی برای مشترکین همراه اول

کد آهنگ پیشواز با صدای حمید علیمی برای مشترکین همراه اول

برای استفاده از این سرویس کد مداحی مورد نظر را به شماره 8989 پیامک کنید. آهنگ پیشواز به مدت یک ماه می باشد و ماهانه 5000 ریال بابت آن دریافت خواهد شد.

  کد               نام اثر        مداح
30082 غروب مدینه چه دلگیره حمید علیمی
30084 نمیدونم کیم آدمی خاکیم حمید علیمی
10207 یاد چوب خیزران حمید علیمی
30081 گل ارغوانم حمید علیمی
30086 تو به طوفان بلا نوحم بودی حمید علیمی
30083 تو نفس میزدی من ز نفس افتادم حمید علیمی
10208 آرام جان لیلا حمید علیمی

شعر-میلاد حضرت رقیه ای  (علیه السلام)مبارکباد

میلاد حضرت رقیه ای (علیه السلام )

مبارکباد

مشعل فروز ولایت، آیینه ی کوثرم من
زهرای زهرا خصایل، ریحانة الحیدرم من
هر چند هستم به ظاهر، طفل یتیمی سه ساله
حتی چهل سالگان را در کودکی مادرم من
طفلم ولیکن چه طفلی، طفل حسین شهیدم
یک فاطمه صبر و ایثار، یک زینب دیگرم من
طفل صغیر حسینم، نی نی، سفیر حسینم
فریاد سرخ ولایت، خون را پیام آورم من
ناموس بیت الولایم، شام است کرب و بلایم
با یک مدینه کرامت، یک کربلا لشگرم من
وجه خدا شمعِ بزمم، ویرانه میدان رزمم
شام است تسلیم عزمم، از کوه محکم ترم من
پیروز میدان عشقم، شمشیر فتح دمشقم
با عمه ی قهرمانم، هم گام و هم سنگرم من
با قامت کوچک خود، یک اسوه ی استقامت
با صورت نیلی خود، خورشید روشنگرم من
یاقوت از دیده سفتم، با مردم شام گفتم
آخر چرا می زنیدم فرزند پیغمبرم من
شد مصحف پیکرم پر از آیه با تازیانه
یک سوره ی کوچکم، نه! قرآن ز پا تا سرم من
من طایر قدس بودم، می خواندم و می سرودم
اکنون کنار خرابه، صید شکسته پرم من
پیوسته باب المرادم، تا حشر باب الحسینم
شهر شهادت حسین است، بر این مدینه درم من
شام بلا رزمگاهم، شمشیر من تیر آهم
هر قطره اشکم سپاهم، کی گفته بی یاورم من
دشمن مرا هم کتک زد، بر چهره، مهر فدک زد
فهمید از روز اول، بر فاطمه دخترم من
عمرم به پایان رسیده، خون از دوچشمم چکیده
امشب ز رنگ پریده، گل بر پدر می برم من
میثم! به دامان من زن پیوسته دست توسّل
زیرا که باب الحوائج تا دامن محشرم من



 

میلاد با سعادت امام حسین علیه السلام و حضرت اباالفضل علیه السلام و امام سجاد علیه السلام مبارک

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد

عطر نفس بقیه الله آمد

با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین

یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد

 

امام حسین علیه السلام ، دومین ثمره پیوند آسمانی علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام در

سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه دیده به جهان گشود. آن حضرت، هفت ساله بود که

جدّش، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم از دنیا رفت. پس از آن، سی سال در کنار پدرش

زندگی کرد. پس از حضور ده ساله در کنار برادر بزرگوار خود و به دنبال شهادت آن

حضرت، به مدت ده سال امامت امت اسلامی را عهده دار شد و سرانجام در محرم سال 61

هجری در سرزمین کربلا به شهادت رسید.

آن  روز همه منتظر آمدنت بودند. شور و شعفی وصف ناپذیر، رُخسار علی علیه السلام

را شکفته بود.در آن هیجان که ملایک به رقص آمده بودند، لبان علی مترنم باران ذکر بود.

همه منتظر آمدن تو بودند در آن لحظات که شیرین تر از رویای نوعروسان بهشت بود، برای

آمدنت، زمان نیز متحیرانه در نگاه اهل خانه ایستاد و زمین از شوق به وجد آمد. همه منتظر

بودند و علی علیه السلام ، دل را میهمان حضور دوست داشتنی یاد حضرت معشوق کرده بود.

نسیمی ملایم، گیسوان سیاه حسین علیه السلام را نوازش می داد و زینب علیهاالسلام بی قرار،

چون پروانه، گِرد ام البنین می چرخید. قاصدک، در گوشه خانه گلین علی علیه السلام کِز

کرده بود. باز نسیم وزید و رایحه بانویی بی نشان را به ارمغان آورد و خانه را سرمست

عطر یاس کرد.زمین و زمان، در سکوتی بهت انگیز فرو رفته بودند و حتی صدای سیر

سیرک ها نیز به گوش نمی رسید. در چشمان علی علیه السلام ، انتظاری سبز موج می زد

و لبان علی علیه السلام ذکر می گفت.ناگهان باد وزید، قاصدک در هوا رقصید، صدای گریه،

 حجم سکوت را شکست و زیباترین موسیقی خلقت نواخته شد.عباس علیه السلام آمد،

عشق آمد، ماه تابید، ستاره بارید و حسین علیه السلام خندید.مادر، کودک را که چون ماه

شب چهارده بود، در حریر سپید مهر پیچید و به دست علی علیه السلام داد؛ علی علیه السلام

بر مناره بلند ایمان، آواز بندگی را در گوش فرزندش زمزمه کرد و عباس علیه السلام ،

صدای غربت مردی را شنید که مظلومیتش، بر گرده تاریخ، سنگینی می کند؛ و او گریست...

زمین و زمان، در گردشی مستانه، در تکاپو بود تا عباس علیه السلام ، در ادبستان علی

علیه السلام ، درس وفاداری و عشق بیاموزد.عباس علیه السلام ، در مکتب علی علیه السلام

آموخت که عشق را باید در کنار نخلستان ها جستجو کند و شیدایی را در خانه یتیمان بیابد و

حرارت عشق را در صحنه کارزار تجربه کند.شجاعت، میراث ماندگار علی علیه السلام بود

که او میراث دارش شد... و عباس علیه السلام ، دلش سرشار از شور «حسین» علیه السلام

بود و عشقی که از فواره نگاه عباس علیه السلام می تراوید، در نگاه حسین علیه السلام گم

می شد.همه «عباس علیه السلام » در کربلاست!

چهارمین اخترفروزان آسمان امامت و ولایت، حضرت علی بن الحسین علیه السلام معروف

به سجاد، نمادی از کمالات و ارزش های انسانی، زینت بندگان پاک سیرت و پیام آور کربلا

بود. ابرمردی که شاهد تلخ ترین حوادث روزگار بود، ولی چون کوهی استوار در برابر

همه توفان های بلا و دشواری ها ایستادگی و در جبهه های گوناگون با آنها مبارزه کرد.

امام معصومی که هدایتگری های خویش را در عصر خفقان و سیاهی، در قالب دعا

و مناجات با خدا به امت اسلامی ارزانی داشت و توانست در سایه سار دانش خود،

بزرگان و اندیشمندانی گران قدررا در دامان خود بپروراند.

سه فضیلت حضرت علی(ع)

ِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

 

روزی معاویه به سعدوقاص اعتراض نمود که چرا به علی (ع ) ناسزا نمی گویی ؟

او در پاسخ وی چنین گفت : من هر موقع به یاد سه فضیلت از فضایل علی (ع ) می افتم آرزو می کنم ای کاش من یکی از این سه فضیلت را داشتم :

۱ - روزی که پیامبر (ص ) او را در مدینه جانشین خود قرار داد و خود به جنگ تبوک رفت و به علی چنین گفت : تو نسبت به من همان منصب را داری که هارون نسبت به موسی داشت جز این که پس از من پیامبری نخواهد آمد.

۲ - روز خیبر، پیامبر فرمود: فردا پرچم را به دست کسی می دهم که خدا و پیامبر، او را دوست دارند افسران و فرماندهان عالی قدر اسلام با گردنهای کشیده در آرزوی نیل به چنین مقامی بودند، در فردای آن روز پیامبر (ص )، علی (ع ) را خواست و پرچم را به او داد و خدا در پرتو جانبازی علی (ع ) پیروزی بزرگی نصیب ما نمود.

۳ - روزی که قرار شد پیامبر (ص ) با سران نجران به مباهله بپردازد، پیامبر دست علی ، فاطمه ، حسن و حسین (ع ) را گرفت و گفت :

((الله م هؤ لاء اهلی )) یعنی خدایا اینها اهل بیت من هستند.

السلام علیک یا زینب کبری(سلام الله علیها)

                                          شهادت حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)
                                                             تسلیت باد

               کربلا دار النعیم زینب است ...کعبه خود تحت حریم زینب است

                 عمر زینب وقف مولا بود و بس....او به زهرا المثنی بود و بس

              چهره حیدر چو حق آیینه زد...سنگ زینب را حسین بر سینه زد

             عشق با زینب تبانی کرده است.....رنگ گل را ارغوانی کرده است

                هست کیش رهبریت کیش او ....صبر زانو میزند در پیش او

               شاخص شخصیت زینب حیاست...گر بگویم دومین زهرا سزاست

                 کیست زینب قدرت کل امم....عرش را با فرش میدوزد به هم

              همطراز زینب کبری کجاست؟....هر زنی را زینبی خواندن خطاست

                زینب کبری ذلیل و خوار نیست....از زنان کوچه و بازار نیست

            در رگ سرخ شهیدان شط اوست....حضرت عباس هم در خط اوست

                 مدعی رسوا شدی گر تاختی ....قهرمان کوفه را نشناختی

                  گر حسین معجز نمایان میکند....خواهرش تفسیر قرآن میکند

               عرشیان چون بر حسین دل باختند....در سما هم زینبیه ساختند

                    ضد حق طرح جنون را رد نکن ....راه این دیوانگان را سد نکن

              این پدیده شاهکاره زینب است.....سر شکستن راه کار زینب است

                  مرغ دل را او سخنگو کرده است .....کربلا را کربلا او کرده است

                       او گشوده قفل شهر شام را ...او به بند انداخته حکام را

                 گر امیر شام را زور و زر است...پیش زینب از مگس هم کمتر است

                    از ازل حوا و آدم زینبیست....فاش میگویم خدا هم زینبست


                                        شادی روح آسید جواد ذاکر صلوات

میلاد امیرالمومنین حیدر کرار حضرت علی علیه السلام


 
                                      میلاد با سعادت مولا امیر المومنین

                                                  
 علی علیه السلام                                                     

                                                 بر همگان مبارک باد           


   


                                                می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت

                                                 ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط

                                                نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد

                                                سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-

                                                      زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند

                                                  لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند

                                                  دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی

                                                  رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی

                                              وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی

                                              وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی

                                              در هوا تیغ دو دم نعره ی هو هو می زد

                                                    نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد

                                                      بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار

                                                     پا در این دایره بگذار عدم را بردار

                                                      بعد از آن روز که در کعبه پدیدار
شدی
                                                      یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

                                             راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست

                                           کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

                                               روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید

                                                 «ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید
.

میلاد امام جواد (ع) و حضرت علی اصغر(ع) مبارک

                                         میلاد با سعادت حضرت امام جواد علیه السلام
                                                             مبارکباد


                                        
                                           طوبای تو میان دلم قد کشیده است

                                         بین من و خیال خودم سد کشیده است

                                        احساس می کنم به تو نزدیک می شوم

                                           جذر مرا نگاه شما مد کشیده است
 
                                              این جذبه طلایی بالا نشین تو

                                            بال مرا حوالی گنبد کشیده است

                                          دست خدای عز و جل روی قلب ما

                                      این بار سوم است محمد کشیده است

                                          نوری رئوف در حرمت موج می زند

                                       الطاف کاظمین به مشهد کشیده است

                                         بخشنده تو ،خدای کرم تو ، جواد تو

                                          ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

                                           بگذار خاک پای تو نقاشی ام کنند

                                         سجاده ی دعای تو نقاشی ام کنند

                                             بگذار بر کنار قدم های هر شبت

                                           با رشته عبای تو نقاشی ام کنند

                                             بال و پرم بده که شبیه کبوتری

                                            امروز در هوای تو نقاشی ام کنند

                                              بگذار از زمان ازل تا همیشه ها

                                             آقای من برای تو نقاشی ام کنند

                                           وقتی میان خانه دعا پخش میکنی

                                        مسکین ترین گدای تو نقاشی ام کنند

                                         بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو

                                           ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

                                             ای بالش تو دست امام رئوف ما

                                           ای سایه بان روی تو بال فرشته ها

                                           تا آمدی امام رضا گریه اش گرفت

                                             ای مستجاب چله سجاده دعا

                                            تا یک تبسمی نکنی پا نمی شود

                                            خورشید از مقابل گهواره شما

                                        اینگونه بی نقاب نظر می خوری عزیز

                                               اینقدر در مقابل آیینه ها نیا

                                             آقا قرار ما سر میدان کاظمین

                                              ای اولین زیارت ما بعد کربلا
 
                                       بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو

                                          ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

                                       هر صبح چهارشنبه مقیم تو می شوم

                                          از زائران صبح نسیم تو می شوم

                                           روزی اگر به طور مرا راهیم کنند

                                       سوگند میخورم که کلیم تو می شوم

                                          وقتی که از محله ما میکنی عبور

                                        کوچه نشین دست کریم تو می شوم

                                              بر پشت بام گنبد زرد و طلائیت

                                              مثل کبوتران حریم تو می شوم

                                             کم کم در ابتدای خیابان کاظمین
       
                                          دارم همان گدای قدیم تو می شوم

                                          بخشنده تو ،خدای کرم تو ، جواد تو

                                           ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو



                              
                                          میلاد حضرت علی اصغر علیه السلام
                                                           مبارکباد
 

                                            زلال اشك تو رشك فرات است

                                        فرات از صافى چشم تو مات است

                                            وجود تو تعادل بخش اين نهر

                                          كه بى تو آبگيرى بى ثبات است

                                             نماز صبر مى‏خواند كنارت

                                         غمت گرداب كشتى نجات است

                                          نيازى نيست تا حكمت بخوانيم

                                     وجودت شرح اسماء و صفات است

                                      من از عمر كمت خواندم كه روحت

                                      به اين كثرت سرا بى‏التفات است

                                              نخ قنداقه پر پيچ و تابت

                                        مدار كهكشان و ممكنات است

                   
                                   

مرغ دل من به سامرا رفت در روز شهادت امام هادی


           سرانجام توطئه دشمنان امام هادى(عليه‏السلام) براى ايشان به ثمر رسيد و وى به دستور

          «معتز» و سمّ «معتمد» كه در آب يا انار ريخته شده بود، مسموم شد. «ابو دعامه» مى‏گويد:

     
     «امام در بستر بيمارى بود و من براى عيادت نزد ايشان رفتم. هنگام بازگشت فرمود: چون براى


          عيادت من آمدى، برگردن من حقى پيدا كردى و رعايت حق تو بر من واجب است. او در بستر

          بيمارى آرميده بود و شيعيان به ديدار امام مى‏آمدند. آن حضرت به صورت كتبى و شفاهى،

          امام پس از خود را به آنان معرفى كرد تا پس از شهادت او، شيعيان دچار سرگردانى نشوند».

          امام هادى(عليه‏السلام)، در سوم رجب سال 254 ه . ق، به شهادت رسيد.«احمد بن داود»

         مى‏گويد: «اموال بسيارى را كه خمس و نذورات مردم قم بود، با خود به قصد تحويل دادن

         به اباالحسن مى‏بردم. هنگامى كه رسيدم، مردى كه بر شترى سوار بود، پيش من آمد و

         گفت: اى احمد بن داود و «اى محمد بن اسحاق»، من حامل نامه‏اى از سرورتان،ابالحسن

       هستم كه به شما نگاشته است: من امشب به سوى بارگاه الهى رخت بر مى‏بندم.پس احتياط

       كنيد تا دستور فرزندم، حسن(عليه‏السلام) به شما برسد. ما با شنيدن اين خبر بسيار ناراحت

              شديم و گريستيم، ولى اين خبر را از ديگران كه با ما بودند، مخفى داشتيم... .»

        بازتاب خبر شهادت پيشواى شيعيان، قلب ستم‏ديده مردم را جريحه‏دار كرد. شهر يكپارچه در

        سوگ آموزگارى بلند اختر و پدرى مهربان براى مستمندان و يتيمان نشست. در روز شهادت

      امام، جماعت بسيارى از بنى هاشم، بنى ابى‏طالب و بنى عباس در منزل امام جمع شده بودند

       و شيون و زارى سراسر خانه را آكنده بود. مردم به صورت‏هاى خود سيلى مى‏زدند وگونه‏هاى

       خود را مى‏خراشيدند. بدن مطهر امام هادى(عليه‏السلام) را بر دوش گرفتند و از خانه ايشان

     بيرون بردند و از جلوى خانه «موسى بن بغا» گذشتند. وقتى معتمد عباسى آنان را ديد، تصميم

         گرفت براى عوام فريبى، بر بدن امام نماز بگزارد. از اين رو، دستور داد بدن مطهر امام را

       بر زمين گذاشتند و بر جنازه حضرت نماز خواند، ولى امام حسن عسكرى(عليه‏السلام) پيش

      از تشييع بدن مطهرامام(عليه‏السلام) به اتفاق شيعيان بر آن نماز خوانده بود. سپس امام را در

           يكى از خانه‏هايى كه در آن زندانى بود، به خاك سپردند. ازدحام جمعيت به قدرى بود كه

          حركت كردن در بين آن همه جمعيت براى امام حسن عسكرى(عليه‏السلام) مشكل بود.

                 در اين هنگام، جوانى مركبى براى امام آورد و مردم امام را تا خانه بدرقه كردند.
 
               «ابو هاشم جعفرى» كه از نزديكان امام هادى(عليه‏السلام) بود، نيز قصيده‏اى در

                                                   رثاى امام خود خواند
.

فضيلت علي (ع) در شب معراج



ابي سليمان ـ چوپان پيامبر(ص) نقل مي‌كند كه از پيامبر خدا(ص) شنيدم كه مي‌فرمود: «شبي كه معراج رفتم، خداوند جليل به من فرمود: پيامبر، به آنچه از پيش پروردگارش فرستاده شده است، ايمان آورده است. گفتم: مؤمنان نيز ايمان آورده‌اند.خداي جليل فرمود: آري، درست گفتي. چه كسي را به خلافت بر امّت پس از خود برگزيده‌اي؟ گفتم: بهترين آنها. فرمود: علي ابن ابي‌طالب.گفتم: بلي پروردگار من. فرمود: «اي محمد من به روي زمين نگريسته و تو را بين مردم اهل زمين انتخاب كردم و برايت نامي از نام‌هاي خود جدا كردم، و هر جا من ذكر شوم تو نيز به همراه نام من ذكر مي‌شوي، من «محمود» هستم و تو «محمد» هستي. آنگاه بار ديگر به روي زمين نگريستم و علي را انتخاب كردم و برايش نامي از نام‌هاي خود قرار دادم، من «اعلي» هستم و او «علي» است. اي محمد، من تو را و علي و حسن و حسين و ائمة از نسل او را از نور خود آفريدم، و ولايت شما را بر اهل آسمان‌ها و زمين عرضه نمودم، هر كسي قبول كرد، در نزد من از مؤمنان قرار گرفت.

و هر كس آن را انكار كرد، نزد من در صف كافران درآمد. اي محمد هر كسي از بندگان من، به اندازه‌اي مرا عبادت كند كه اندامش فرسوده و پوسيده شود، ولي ولايت شما خاندان را انكار نمايد، او را نمي‌آمرزم تا اقرار به ولايت شما خاندان، كند. اي محمد دوست داري آنها را ببيني؟»

گفتم: «آري»

خداوند فرمود:
«به طرف راست عرش بنگر و من به سمت راست عرش نگاه كردم، ناگهان علي و فاطمه و حسن و حسين، و علي بن حسين، و محمد بن علي، و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر، و علي بن موسي، و محمد بن علي، و علي بن محمد، و حسن بن علي و مهدي را در پرتوي از نور ديدم كه به نماز ايستاده‌اند، و مهدي در وسط آنها همچون ستاره‌اي پرنور مي‌درخشيد.»

آنگاه خداوند فرمود:
«اي محمد، اينها حجّت‌هاي من هستند و اين مهدي(ع) انتقام‌گيرندة عترت توست، به عزت و جلالم سوگند، او حجّتي است كه طاعت او بر دوستانم واجب است، و من به واسطة او از دشمنانم انتقام مي‌گيرم.»

پي‌نوشت:
٭ به نقل از: مناقب خوارزمي، ج 1، ص 95، حمويني، فرائد السمطين، پايان، ج 2.

شعر حضرت زهرا(سلام الله علیها)

                                                  ولادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)
                                                               مبارکباد                                                              

 

                                          اي بهشت قرب احمد (ص) فاطمه(س)

                                               ليله قدر محمد (ص) فاطمه(س)

                                         اي سه شب بي قوت واز قوت تو سير

                                              هم يتيم و هم فقير و هم اسير

                                               وحي بي ايثار تو كامل نشد

                                               هل اتي بي نان تو نازل نشد

                                              مدح تو كي با سخن كامل شود

                                                 وحي بايد بر قلم نازل شود

                                              اي كه در تصوير انسان زيستي

                                              كيستي تو كيستي تو كيستي

                                                   از شب ميلاد تاآخر نفس

                                        مصطفي (ص)يك دست را بوسيد و بس

                                            آن هم اي دست خدا دست تو بود

                                              اي برآن لبها و دست تو درود

                                            عقل كل از كل هستي شد جدا

                                              تا چهل شب كرد خلوت با خدا

                                          اين چهل شب در سرش شور تو بود

                                                 بهر استقبال از نور تو بود

                                               اي كه از سر تا به پا پيغمبري

                                              بلكه هم پيغمبري هم حيدري

                                       تو رسول الله (ص) شويت بوالحسن (ع)

                                           هر سه يك جانيد با هم در سه تن

                                           بس تويي اي عرش حق را قا ئمه

                                   هم محمد (ص) هم علي (ع) هم فاطمه (س)

                                            بايد اينجا لب فرو بست از بيان

                                              روز محشر قدر تو گردد عيان

                                           صحنه محشر همه پا بست توست

                                            اختيار نار و جنت دست توست

                                            مهر تو روز قيامت هست ماست

                                        ريشه هاي چادرت در دست ماست

                                       روز محشر كار ما با فاطمه (س) است

                                        نقش پيشاني ما يا فاطمه (س) است

                                               از كرامت بر جبين ما همه

                                            ثبت كن هذا محب الفاطمه (س)
 
 



                         
                                                           (التماس دعا)  

فضیلت آقا امیرالمومنین علیه السلام


عنوان مطلب

ابن عباس گوید:

ما نماز عصر را پشت سر رسول خدا(ص)خواندیم،آنگاه پس از نماز آن حضرت روی پای مبارک         
ایستاد و فرمود:هر کس مرا اهل بیت مرا دوست می دارد با من بیاید،[ابن  عباس گوید]:ما همگی    
پشت سر رسول خدا(ص)به راه افتادیم تا این که رسیدیم به منزل فاطمه(س)آنگاه پیامبر آهسته    
در را کوبید،پس علی بّن ابی طالب(ع)خارج شد در حالی که عبایی به دور خود پیچیده بود و دست

او گل آلود بود،پیامر(ص)به او فرمود:ای ابوالحسن! برای مردم تعریف کن آنچه را روز گذشته دیده

ای.علی(ع)گفت:آری،پدر ومادرم فدای تو باد ای رسول خدا،من در هنگام نماز ظهر خواستم وضو

بگیرم امّا آب [در خانه]نبود،پس فرزندانم حسن و حسین را دنبال آب فرستادم،امّا آنها دست خالی

باز گشتند. ناگاه شنیدم هاتفی ندا داد:ای ابا الحسن!برو به طرف راست،پس چون به سمت

راست نگاه کردم ناگهان دیدم سطل آبی زمین و آسمان معلّق بود،و درآن آبی بود که  از  برف

سفیدتر،واز عسل شیرین تر بود، و بوی گل از آن استشمام می شد،من با آن وضو ساختم و

چند جرعه نیز از آن آشامیدم، پس قطره آبی نیز بر سرم ریخته شد که خنکی آن را در قلبم

احساس نمودم. پس رسول خدا(ص) فرمود: آیا می دانی این سطل آب از کجا آمده بود؟

[علی(ع)]گفت: خدا و رسولش داناتر است.پیامبر(ص)فرمود: این سطل از سطل های  بهشت،

و آب [داخل آن] از زیر درخت طوبی بود،[راوی گوید:]و یا فرمود: آب از نهر کوثربود. و امّا آن قطره

[که بر سرت ریخته شد]، از زیر عرش الهی بود. پس رسول خدا(ص) او را در آغوش کشید و

سینه خود را به سینه او چسبانید وبین دو چشمان(پیشانی)او را بوسید و فرمود:

حبیب من! آن کسی که خادم تو بود روز گذشته [و سطل آب را برای تو آورد] جبرئیل(ع)بود،

و به خاطر این خدمت، نزد خداوند قدر و منزلتی عظیم پیدا کرد.



                                                                       
                                                        1.عنه غایة المرام:231/6ح 4.مدینة المعاجز: 24/2ح367.



پنچ سال فراغ....

عنوان مطلب



باز رسیدیم به شب وفات ام البنین.باز رسیدیم به شب وفات مادر حضرت عباس(ع).پنج سال پیش بود. در همین لحظه ها.گفتند سید از دنیا رفته. گفتند و خیلی خوشحال شدند و خیلیا ناراحت. ما اینجا فقط با اونایی کار داریم که ناراحت شدند. ما کار نداریم کیا خوشحال شدند. کیا چندین بار بعد از فوت سید سنگ قبر اونو شکستند. ما با اونا کار نداریم. همونایی که به گوش سید ما سیلی زدند. ما با اونا کار نداریم. اصلا مگه خون سید رنگی تر از خون امامان ما بود. وقتی یه امام ما سیلی میخوره دیگه سیلی خوردن یکی از پیروان اونا که چیزی نیست. من که حرفامو زدم قبلا. گفتم که خیلیا که امیدوارم تا حالا سرشون به سنگ خورده باشه اومدن واسه اینکه طرفدار پیدا کنن چه کارایی که نکردن. نمیخوام باز دوباره وارد این بحثا بشم. گفتم ما با اونایی کار داریم که از مرگ که نه عروج سید ناراحت شدن.الان 5سال گذشته(البته به قمری). من واقعا خوشحالم. خوشحالم از اینکه هنوز نام سید وجود داره. خوشحالم از اینکه وقتی علیمی ها و هلالی ها و عینی فرد ها و مقدم ها و سیب سرخی ها و مومنی ها و ... وقتی میرن تو یه مجلسی یا حسین غریب مادر میخونن یا نام سید رو میبرن یا دعاش میکنن یه دفعه تو اون مجلس یه غوغایی برپا میشه و یه شوری میگیره. فکر کنم اینا خودش موید همه چیزه. وقتی میبینیم سالگردهای سید هر سال باشکوه تر برگزار میشه یا گسترده تر و در تمام ایران برپا میشه میفهمیم که سید کی بود. وقتی گوشی ها رو نگاه میکنیم میبینیم با این که سید الان 5ساله که رفته اما هنوز بیشتر از بقیه نوحه هاش تو گوشی وجود داره میفهمیم که هنوزم که هنوزه سید و نامش زنده هست که من مطمئنم همیشه هم زنده خواهد ماند. خلاصه بگم نام سید زنده هست به کوری چشم دشمناش و به کوری چشم همه اونایی که اون بلاها رو بر سر سید مظلوم ما آوردند.من نمیخوام باز اون حرفای تکراری رو بزنم واسه همین از اون رد میشم.

همونطور که میدونید این سالگرد قمری سیده و من قصد دارم تو سالگرد اصلی سید اینجا یه سالگردی براش بگیریم که همه حال کنن. من واسه اون برنامه های خاصی دارم که انشاءالله در همون تاریخ۱۶ تیر اونو خواهید دید. در ضمن تا آخر امشب و یا نهایتا فردا صبح ۲تا کلیپ خیلی خیلی زیبا و ناب آماده کردم که میذارم تا همه از اونا استفاده کنن. نمیگم چیه تا براتون جالب باشه ولی مطمئن باشید برای اولین باره که تو نت پخش میشه و خیلی هم جذاب و زیباست. سایت سید هم واسه فردا بر سر مزارسید برنامه داره که میتونید با حضور در اونجا برای سید فاتحه ای بخونید.

حرف دل(دیوونگی)

ما سينه زنان رسم جنون باب نموديم
جان و سر خود هديه به ارباب نموديم
از عمق درون ناله و فرياد نموديم
با سينه زدن زلزله ايجاد نموديم
در حزب على اكبر و در خط حسينيم
ديوانه زنجيرى بين الحرمينيم



                                              دارد همه هستى ما بوى گل ياس
                                              شد رهبر ما عشق خدا حضرت عباس
                                              موسى كه به سيناى صفا رفت ز ما بود
                                              منصور كه بر دار بلا رفت ز ما بود
                                              عيسى كه به بيمار شفا داد زما بود
                                              يحيى كه سر از بهر خدا داد ز ما بود
                                              آرى همه عشاق ز ما بوده و هستند
                                              پيمانه شكستند كه پيمان نشكستند                              
روزی که درب عشق از خانه ای شکس  
ساقی به روی خاک پیمانه ای شکست
زآن لحظه حرمت جانانه ای شکست
تا کربلا دل دردانه ای شکست
آواره گشته و دور از وطن حسین
ای عشق عالمین ارباب من حسین
                                            

       باورش سخته که ۵سال از عروج سید گذشته

اما سختر از اون اینه که بخوای باور کنی هنوز هم کوتاه بینی ها نسبت به سید تموم نشده هنوز هم خیلی ها هستند که چشم دیدن سید رو ندارن ........ سید التماس دعا

                                               برا ی شادی روحش صلوات